کار کردن با قلب

…اگر انسان بتواند همین مراقبت را در خودش پیاده کند که فقط کارهایی را انجام بدهد که مورد رضایت خدا است، از این مراقبت خیلی میتواند نتیجه هایی بگیرد، یعنی مثلاً…

…بچه ای که تازه میخواهد به حرف زدن بیاید، اینجا پدر و مادر به او تلقین میکنند که بگو بابا، بگو مامان، هی تکرار میکنند، هی تکرار میکنند، او یکمرتبه زبان باز میکند و میگوید بابا، میگوید مامان، پدر و مادر چقدر خوشحال میشوند!
قلب را باید تلقینش بکنی، نماز میخوانی زیاد این ذکرها را (سبحان ربی الاعلی و بحمده، سبحان ربی العظیم و بحمده و یا اسماء جلال خدا را) اینها زیاد در خلوت بنشین و تکرار کن، مثل اینکه به قلبت تلقین بکنی که زبان باز کن، نه اینکه قلب اینقدر که در دنیا بوده است زبان آنطرفی ها را بلد نیست، باید یادش بدهی، تلقینش بکنی (سبحان ربی العظیم، سبحان ربی العزیز، سبحان ربی القهار…) هی بنشینی و بگویی و بگویی تا بالاخره یکمرتبه میبنی قلب زبان باز کرد و گفت سبحان الله، سبحان ربی العزیز… اینجا انسان به یک شوقی میاید، قلب زبان میکند، اینطوری به قلبت حالی کن، عظمت خدا را به قلبت حالی کن…

…با خدا تجارت کن…

…اگر انسان بتواند همین مراقبت را در خودش پیاده کند که فقط کارهایی را انجام بدهد که مورد رضایت خدا است، از این مراقبت خیلی میتواند نتیجه هایی بگیرد، یعنی مثلاً…

…بچه ای که تازه میخواهد به حرف زدن بیاید، اینجا پدر و مادر به او تلقین میکنند که بگو بابا، بگو مامان، هی تکرار میکنند، هی تکرار میکنند، او یکمرتبه زبان باز میکند و میگوید بابا، میگوید مامان، پدر و مادر چقدر خوشحال میشوند!
قلب را باید تلقینش بکنی، نماز میخوانی زیاد این ذکرها را (سبحان ربی الاعلی و بحمده، سبحان ربی العظیم و بحمده و یا اسماء جلال خدا را) اینها زیاد در خلوت بنشین و تکرار کن، مثل اینکه به قلبت تلقین بکنی که زبان باز کن، نه اینکه قلب اینقدر که در دنیا بوده است زبان آنطرفی ها را بلد نیست، باید یادش بدهی، تلقینش بکنی (سبحان ربی العظیم، سبحان ربی العزیز، سبحان ربی القهار…) هی بنشینی و بگویی و بگویی تا بالاخره یکمرتبه میبنی قلب زبان باز کرد و گفت سبحان الله، سبحان ربی العزیز… اینجا انسان به یک شوقی میاید، قلب زبان میکند، اینطوری به قلبت حالی کن، عظمت خدا را به قلبت حالی کن…

…با خدا تجارت کن…