filter_list موضوعات search جستجو

مروج توحید

person حساب کاربری file_download اپلیکیشن
مروجی سبزرواری
مروجی سبزرواری
مروجی سبزرواری
مروجی سبزرواری

ای بنده من

چشم های تو نسبت به آن برقی که از چهره می تابد کور است. گوش تو از آن پیامهایی که از رخ دوست می‌آید کَر است. باد صبا هیچ نسیمی از بوی چهره بر مشام تو نیاورده است. در یک شبی که همه خواب هستند و تو بیدار هستی گوش تیز کن ببین آیا می شنوی؟ بیدار باش و خلوتی برای خودت داشته باش تا شاید شبی از این شبها، نزدیکهای اذان صبح گوش کنی و بو بکشی و در شبهای متوالی کوش تیز کنی مانند صیادی که به کمین شکار است و بلعخره شبی صدای او را خواهی شنید که می گوید ای بنده من…

مروجی سبزرواری
من هم هستم

وظیفه تو این است کاری کنی تا تو را بپسندند و شکار کنند. انسان هایی که قدرت دارند که به عمق وجود خودشان بروند و روحشان را آزاد کنند، حق ندارند غیر این کنند. کاری کن تا تو هم شکار شوی. کاری کن تا آن صیادان عالم غیب تو را بپسندند و شکار کنند. خودت را عرضه کن در دام های آنها که این خوب در دام افتادنیست. کاری کن تا در کمند ایشان بیافتی، کاری کن تا شکار آن خوش چشمان عالم غیب شوی. شبها که تور می اندازند تو هم بیدار باش و قدم بزن و خودت را در معرض تور آنها قرار بده و بگو که من هم هستم…

سخنرانی ها

از زبان مخاطبان