filter_list موضوعات search جستجو

مروج توحید

person حساب کاربری file_download اپلیکیشن

اسرار کربلا جلسه هشتم

اسرار کربلا جلسه 8

جلسه ۸

زیارت کربلا

اگر کسی به کربلا برود و پیکر مقدس امام حسین(ع) و همچنین شهدایی که در آن جا هستند را زیارت کند، باید در نظر داشته باشد که وقتی کسی را جایی دفن می کنند، حضور در سر قبر آن شخص، اتصال بهتری با روح او برقرار می شود چرا که درست است که روح از بدن جدا شده است اما همچنان آن عنایت خود را به بدن دارد و این طور نیست که با بدن قهر کرده باشد.  بنابراین بهتر است که انسان بر سر قبر فاتحه خواند که بهتر به او می رسد. به همین دلیل است که روح شخص در محلی که جسم او در آن جا است، عنایتی بیشتر در آن جا دارد، بیشتر رفت و آمد و بیشتر به آن جا سر می زند. بنابراین اتصال خوبی است که انسان بر سر قبر و – قرآن و دعا بخواند که بهتر به او می رسد به این علت که حضور او در آن جا خیلی قوی تر هست.  
 مسلما در کربلا نیز همین وضعیت هست. امام حسین(ع) در آن جا دفن هستند به همراه ۷۰-۸۰-۱۰۰ تا ۱۴۰ هم گفته اند، ۱۴۰ بدن پاک آن جا دفن هستند آن هم کسانی که واقعا آن طور در راه امام حسین جانبازی کردند. تعداد بسیاری از انبیاء هستند که در آن خاک دفن هستند. شما ببینید که این همه ارواح پاک به آن خاک عنایت دارند. این مسئله باعث می شود که هم آن خاک ارزش بسیار زیادی،  یک نورانیتی پیدا کند و آثار و برکات از آن خاک به ظهور برسد وهم این که انسان که وارد آن جا می شود، متوجه باشد که در کجاست. خیلی مهم است. جایی که روح بزرگ امام حسین(ع)، شهدا، انبیاء در آن جا دفن هستند، در آن جا حضور دارند و ناظر آن جا هستند و کسانی را که در ان جا می روند و می آیند را مشاهده می کنند و احوال آن ها را زیر نظر دارند. کسی که به زیارت می روند باید آگاه باشد که صدها روح به احوال من ناظر هستند و بر خطورات قلب من ناظر هستند. لذا انسان باید واقعا ادب را در آن جا رعایت کند.

روایاتی درباب زیارت کربلا

روایت هایی را خواهیم خواند که شرایط ورود به کربلا چیست و انسان چگونه باید زیارت کند امام(ع) را:
۱. در کامل الزیارات از امام باقر این روایت آمده است که : « شیعیان را امر کنید که به زیارت قبر امام حسین بروند زیارت امام حسین واجب است بر هر مومنی که اقرار دارد برای حسین به امامت از ناحیه خداوند عز و جل. »
۲. در روایت دیگری امام صادق به ام سعید احمسیه [1]می فرمایند: « ای ام سعید آیا قبر امام حسین را زیارت کرده ای ؟ پاسخ داد بله. فرمودند: ای ام سعید زیارت کن قبر امام حسین را که زیارت آن واجب است بر مردان و زنان » با توجه به این که می بینید نماز جماعت از زن ساقط است و خیلی سفارش نشده است که زن حتما به نماز جماعت رود یا جهاد از زن برداشته شد اما نسبت به زیارت قبر امام حسین(ع) می فرماید: « مردان و زنان » همه باید به زیارت قر امام حسین بروند.
۳. در روایت دیگری از امام صادق(ع) هست: « اگر کسی از شما همه روزگارش را حج کند – یعنی هر سال حج برود – اما به زیارت امام حسین نرود حقی از حقوق خدا و حقوق رسول خدا را به جا نیاورده است. »
۴. در روایت دیگری می فرمایند: « هر کس از شیعیان ما به زیارت امام حسین نرود، ایمانش نقص دار، دینش نقص دارد. اگر هم او به بهشت رود، در پایین ترین درجه بهشت قرار می گیرد. »
۵. « هرکس به زیارت قبر امام حسین نرود در حالی که خود را از شیعیان می داند تا این که بمیرد، شیعه ما نیست.اگر به بهشت رود مانند مهمان حساب می شود. »
۶. « اگر کسی زیارت قبر امام حسین را ترک کند از روی بی میلی – یعنی سست است، تنبل است – روز قیامت حسرت و پشیمانی گریبان این شخص را خواهد گرفت. »

ایمان:

مقداری از ایمان را با تلاش و مجاهده خود کسب می کنیم و مقداری از آن باید از بیرون به ما اعطا شود. این طور نیست که همه درجات ایمان را خود رویم. ایمان برای قلب است. این قلب است که ایمان می آورد. یک اسلام داریم و یک ایمان. اسلام تسلیم شدن در مقابل خداست. این تسلیم شدن منشاء هایی دارد. یک وقت پیامبر قدرت دارد و او از ترس شمشیر مسلمان می شود. یا ممکن است بعضی ها از ترس جهنم مسلمان شوند و با خود بگویند پیغمبر راست می گوید و عقل انسان را وادار می کند که اسلام بیاور تا عذاب نشوی. این مرتبه خیلی مرتبه قوی ای نیست. اسلام ظاهری است. اما ایمان کار قلب است. اگر این اسلام واقعا به قلب نفوذ کرد، آن اسلام قلب را ایمان می گویند. ایمان یعنی یقین، اعتقاد صد در صد. منتهی اگر قلب می خواهد به ایمان برسد، باید ببیند. قلب تا نبیند ایمان نمی آورد. کار قلب، دیدن است. قرآن می فرماید: « ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى /۱۱ نجم » – قلب در آنچه که دید خطا نکرد. وقتی پیامبر به معراج رفت، دیدن را به قلب نسبت می دهد.

قلب:

مرتبه ای از وجود انسان است. نه این قلبی که در سینه می زند. یکی از ابعاد ملکوتی وجود انسان است. آن قلب چیزی است که تا خدا را نبیند ایمان نمی آورد. این است که قرآن می فرماید: « قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا  قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ  / ۱۴ حجرات » بنابراین حساب کنیم که آیا ما خدا را دیده ایم یا نه؟ ایمان آورده ایم یا نه ؟ حضرت علی(ع) می فرمایند: « خدایی را که نبینم عبادت نمی کنم. » با همین چشم؟ خیر. غیر از چشمی که انسان  در سر دارد؛ چشمی هم در قلب و روحش دارد. خدا را با چشم سر نمی توان دید اما با چشم قلب می توان دید . پیامبر وحی را با گوش قلبش می شنید، نه گوش ظاهری. جبرئیل را با چشم ظاهر نمی دید، با چشم قلبش می دید.  برای دیدن خدا با قلب یک مثالی می زنیم: وقتی انسان ماه رمضان روزه می گیرد – مخصوصا در روزهای گرم تابستان – دم افطار انسان گرسنگی و تشنگی را با همه وجودش می بیند، ‌حس می کند. چنان گرسنگی وجود انسان را پر می کند که انسان جز به غذا نمی اندیشد. انسانی که خدا را با قلب می بیند، این گونه است که چنان خدا وجود او را پر کرده است که جز خدا را نمی بیند.

چنان پر شد فضاي سينه از دوست *** که فکر خويش گم شد از ضميرم

چنان یاد خدا انسان را پر می کند که او خود را فراموش میک ند. دیدن خدا این گونه است. بنابراین اگر می خواهیم ببینم ایمان داریم یا نه باید دید که خدا را این گونه می بینیم؟
این ایمان را چگونه می توان به دست آورد؟
۱. چشم قلب بسته است انسان این قدر باید در خلوت بنشیند و با ریاضت، مجاهدت، جهاد اکبر،‌ این قدر نفسش را صیقل زند و همه این موانع و حجاب ها را از روی چشم قلب پاک کند که قلب صیقلی شود و انسان بتواند از روزنه و از چشم قلب خدا را ببیند. این یک بعد کار است که انسان خودش وارد عمل شود و بتواند به این مقام برسد.
۲.اما مقدار زیادش از ناحیه عنایت ولایت است. یعنی ولایت باید عنایتی به انسان کند. بدون عنایت از ناحیه ولایت امکان ندارد که انسان به ایمان کاملی برسد. اگر انسان خود را صیقل بزند، چله نشینی کند، در خلوت برود می تواند روی چشم قلب را باز کند اما کامل نه چون خیلی از موانع و حجاب ها هست که ما قدرت نداریم آن ها را از روی قلبمان کنار بزنیم. لازمه این ها این است که ولایت یک عنایتی کند به انسان.

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر *** وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

گیاه های هرزی که در مزرعه سبز می شود را کشاورز دانه دانه آن ها را جمع می کند اما یک وقتی هم هست که برقی،‌ صاعقه ای از آسمان می زند و تمام این زمین را زیر و رو می کند که هرچه خار و خاشاک در رو زیر  این زمین هست را می سوزاند. ریشه هایی که در زیر زمین مانده، خیلی وقت ها که کشاورز علف های هرز را جمع می کند، ریشه های آن در خاک می ماند و سال بعد همان ها سبز می شود. اما اگر صاعقه ای به این زمین بزند که به کلی زیر و رو شود و هرچه که هست بسوزد، یک برق اگر از مقام ولایت به انسان بزند، که همه قلب انسان را زیر و رو کند، همه خاک ها ،‌رسوبات و موانع و حجاب ها، همه را متلاشی کند، اگر انسان توفیق چنین چیزی را داشته باشد خوب است و الا با مجاهدت و تزکیه نفس و کم خوردن و این ها – که البته لازم است که یک سالک این کارها را بکند تا به ایمان برسد – فایده ای ندارد. باید از آن طرف یک عنایتی بیاید، یک برق شدید بزند بر صفحه قلب انسان و همه این ها ویران شود و از بین برود.

این اسن که امام می فرمایند کسی که زیارت قبر امام حسین نکند ایمانش ناقص است یعنی او در حد ایمان عقلی است اما ایمانش ایمان قلبی نیست. در زمین کربلا امام حسین و نزدیک به ۱۰۰ تن از یاران پاکشان و ۱۴۰ تن از پیامبران دفن هستند و همان طور که گفتیم ارواح به جایی که جسمشان هست عنایت دارند، آن ها نیز به این زمین عنایت دارند. لذا این است که خیلی از کسانی که در کار ارتباط با مردگان هستند می گویند که در سر قبر مرده خیلی بهتر ارتباط برقرار می شود چون آن روح عنایت بیشتری به آن جسم دارد. روی همین است که اگر انسان حمد و سوره ای، قرآن و دعایی بخواند بهتر به آن می رسد و ان اموات قبر خود را خیلی دوست دارند،‌آن قبری که جسمشان در آن دفن شده و حتی از آن جا مراقبت می کنند و چه بسا کسی که به آن قبر تعرض کند صدمه هایی به او بزنند. به هر حال کسانی که در ارتباط هستند خودشان این ها را دیده اند و تجربه کرده اند. همین طور فیض وجودی امام حسین و شهدای کربلا به طور مرتب به آن جا عنایت دارند و فیض وجودی آن ها به آن جا به طور قوی نازل می شود.

عنایت امام حسین و سلوک الی الله  :
انسان هایی که پا در سلوک الی الله گذاشته اند خوب می فهمند که واقعا انسان به جایی می رسد که دیگر احساس می کند که پایش در گل است و اصلا نمی تواند یک قدم دیگر برود،‌درمانده می شود. واقعا در این جا اگر عنایت ولایت به داد انسان نرسد، انسان بیچاره و بدبخت می شود. سالکان الی الله که می خواهند از راه انفسی به خدا برسند، از راه این که می خواهند قلبشان را باز کنند – کسانی می خواهند عقلشان را باز کنند و می روند و در مدرسه فلسفه می خوانند که آسان است – اما اگر کسی بخواهد از راه تزکیه نفس و باز کردن چشم قلب خدا را ببیند و به ایمان خدا دست پیدا کند، باید خودش را در معرض انوار و تابش های ولایت قرار دهد و تنها امامی که بسیار بسیار موثر است در باز شدن قلب انسان،‌ امام حسین(ع) است. این امام در میان ائمه ما کسی که بیشترین نقش را دارد در این که کسانی که در راه سیر الی الله هستند،‌در راه سلوک الی الله هستند، قلبشان باز شود. مجاهد فی سبیل الله، سالک الی الله باید خودش را مدتی درمعرض تابش عنایات امام حسین قرار دهد در خود کربلا.  امام می فرمایند کسی که به کربلا نرود ایمانش نقص دارد. باید به کربلا رفت و در معرض انوار حسینی قرار گرفت تا حجاب های روی قلب باز شود، قلب انسان باز شود. یعنی بنابر این روایت اگر انسانی به کربلا رفت، باید خدا را ببیند. ایمانش کامل می شود.

شرایط رفتن به کربلا :‌

آیا هرکسی که به کربلا برود درست می شود ؟ به درجه ایمان می رسد؟ به شهود الی الله می رسد؟ خیر. چرا؟ شرط دارد. انسان باید شرایطی را قبل از رفتن رعایت کند و شرایطی را در زمان رفتن و بودن در کربلا باید رعایت کند. انسانی که بخواهد به شهود خدا برسد دو عامل لازم است:‌ ریاضت و عنایت.

ریاضت :

شرایط قبل از رفتن به کربلا همان ریاضت هایی است که مطرح شد. ریاضت یعنی کوشش،‌ مجاهده. این که انسان در خلوتی بنشیند و تا می تواند نفسش را صیقل دهد. « كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَی قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ / ۱۴ مطففین » روی قلب ها را زنگار گرفته است. نتیجه این که روی قلب ها را زنگار گرفته این است که « كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ / ۱۵ مطففین »‌ این انسان ها از خدا در حجاب هستند. معنیش این است که اگر انسان بخواهد خدا را بی حجاب ببیند باید قلبش را پاک کند. این که قلب بتواند خدا را ببیند،‌یک مرحله اش آن ریاضت و مجاهدت است که انسان بنشیند و تا جایی که می تواند با کم کردن خواب،‌کم کردن غذا،‌ حذف کردن لذت ها،‌حذف کردن زیادی های دنیا، – مثلا اگر انسان با ۵ لقمه سیر می شود، آن لقمه ۶ و ۷ زیادی است آن ها را بریا نفس اماره می خوریم ،‌برای شهوت می خوریم. این که می خواهیم با لذت بخوریم که غذا لذیذ باشد نیز برای شهوت است – از دنیا به حداقل اکتفا کند. مثل طلا و جواهری که مدت ها در زیر زمین بوده و روی آن زنگارهایی زده و زرگر در خلوتی می نشیند و آن را سوهان و صیقل می زند. انسانی که می خواهد قلبش را پاک کند نیز باید در خلوتی بنشیند و تا می تواند سوهان ریاضت، تیشه مجاهدت بزند. انسان باید تا قبل از رفتن به کربلا این ها را انجام دهد. یک بعد کار دست ماست. وقتی انسان این کارها را انجام داد، ۵ سال، ۱۰ سال، بستگی به تلاش و مجاهدت انسان دارد، بعد از این ها خود را در معرض عنایت قرار دهد.

عنایت:

همان وجودی که از ناحیه ولایت، از ناحیه امام حسین(ع)،‌ یک وجود نوری از ناحیه امام حسین(ع) وارد وجود انسان می شود. این وجود نوری به قدری داغ است، به قدری حرارت دارد که تمامی ناخالصی های روی قلب انسان را که مانده و انسان نتوانسته است با صیقل آن ها را پاک کند، همه را می سوزاند. این نور چنان است که شیطان را بیرون می کند چون شیطان نار است. نار نمی تواند در مقابل نور طاقت آورد. آن رذائل مفسانی که در وجود ما مانده است، آن خفاش هایی که در تاریکی ها مانده اند و در اعماق تاریک وجود ما خانه کرده اند و خود ما از آن ها بی خبر هستیم،‌ – چون وقتی انسان به ریاضت می نشیند می تواند رذائل درشت را از خود دور کند اما ریزه ریزه هایی هست که انسان نمی تواند این ها را از خود دور کند – این جاست که انسان باید خود را در معرض عنایت قرار دهد.  در معرض ان وجود نورانی و لطیفی که از ناحیه امام حسین(ع) وارد می شود و چون نور است تمام آن خفاش هایی که در یک گوشه ای پناه گرفته اند را بیرون می کند و شیطان را از وجود انسان بیرون می کند. صفحه وجودی انسان پاک می شود و حالا مرحله ای است که به ایمان می رسد.

انسان آن ریاضت را در خانه خود، در شهر خود انجام می دهد. اما آن عنایت را از کجا به دست آورد؟ در جایی که انوار تابش عنایات ولایت خیلی قوی است که کربلاست. که عرض کردیم کربلا چنین جایی است که همه وجود امام حسین(ع)،‌روح آن ۱۴۰ نفر و ورح آن ۱۴۰ انبیائی که در آن جا هستند مرتب در آن جا فیض رحمت و نورانیت بر ان جا می بارند. سالک بعدا باید مدتی در آن جا خود را در تابش چنین انواری قرار دهد.

زیارت امام حسین(ع):

وقتی سالک می خواهد به زیارت امام حسین(ع) ‌باید خیلی در این زیارت دقت کند چرا که خود زیارت کردن نیز شرایطی دارد. این طور نیست که هرکسی که به زیارت رفت این آثار معنوی را برای او داشته باشد. بنابراین بعضی از آن شرایطی که برای زیارت ایشان قرار دادند را عرض می کنیم. از امام صادق(ع) نقل شد که کسی که – به قصدی می رود که از انوار روحانی امام حسین بهره مند شود- باید در آن جا نیز شرایطی را رعایت کند.
 «‌ باید با همسفران آن سفر بسیار حسن مصاحبت داشته باشی» یعنی شرایط رفاقت را خوب به جا آوری مدا به ان ها زور بگویی، در حقشان اجهاف کنی و تا می توانی با آن ها رفاقت، ملایمت کن، اگر چیزی از آن ها دیدی تحمل کن، بداخلاقی نکن. حسن همراهی با آن ها داشته باش.
«‌ خیلی کم حرف بزن. » ‌مگر این که حرف خیر باشد. یعین یک غایت، یک هدف عقلایی در آن داشته باشد. یک مطلب درستی در آن بگوید. یا ذکر خدا باشد یا چیزی باشد که موجب آگاه کردن نسبت به آن مقام باشد و الا کلمات به هیچ وجه کلمات لغو در آن جا نگوید.
«‌ تا می تواند ذکر خدا را زیاد بگوید و لباس هایش را تمیز نگه دارد. قبل از این که به حائل حسینی وارد شوید غسل کنید و انسان دارای خشوع باشد » همچین که در خیابان راه می رود، با گرده برافراشته راه نرود «‌ زیاد در آن جا نماز بخواند و همچنین زیاد صلوات بفرستد. چیزی را که لازم ندارد به دنبال آن نرود. لازم است چشم هایش را بپوشاند » نه این که گناه کند، به ساختمان ها،‌ ویترین مغازه ها نگاه نکند. « اگر در میان اهل غافله کسی اهل حاجت هست بلافاصله بروی و حاجتش را برآورده کنی. اگر در جایی رفتی تقیه کنی مثل سامرا و ورع، پرهیز داشته باشی از چیزهایی که خدا پرهیز کرده است. پرهیز کند از خصومت. » اگر هم کسی با او دعوا کرد او دست بگیرد و در مقام جواب بر نیاید، سعی کند کوتاه بیاید و با کسی دعوا نکند. «‌ قسم نخورد. اگر انسان این کارها را انجام داد، زیارتش مقبول خواهد بود. »‌
در روایت دیگر فرمود:‌«‌ وقتی اراده زیارت امام حسین را کردی،‌پس زیارت کن او را در حالی که تو شکسته هستی،‌ با حالت حزن و اندوه، در حالی که ژولیده مو هستی، غبارآلود هستی،‌ و در حالی که گرسنه و تشنه هستی »‌ انسان خود را سیراب نکند و با شکم پر به زیارت نرود. با حالت تشنگی و گرسنگی زیارت کن. چرا؟‌ « چون حسین این طور کشته شد. ژولیده مو بود. بدنش پر از خاک بود. گرسنه بود، تشنه بود، محزون بود. »‌ یعنی اگر واقعا می خواهی عنایت روح حسینی بر تو وارد شود باید خود را مثل امام حسین کنی. چون ایشان در زمان شهادت این گونه بود،‌ بنابراین کسی را که ببیند که به زیارت او آمده با همان حالات،‌ – در قدیم که با اسب و الاغ راهی کربلا می شدند،‌رسم بر این بود که با همان وضعی که به کربلا وارد می شدند مستقیم به زیارت می رفتند که انسان در آن جا بیشترین شباهت را به وجود مقدس امام حسین داشته باشد –  
امام در ادامه می فرمایند:‌« در آن جا حاجات خود را بخواه اما زود بازگرد. » زیاد در حرم نمان. زیاد انسان در آن جا بنشیند و اصرار کند و از امام بخواهد،‌ نه. زیارت امام حسین برای تکمیل ایمان است. اصل و فلسفه زیارت امام حسین برای تکمیل ایمان است. انسان بداند که چرا به زیارت امام حسین می روم. صرفا این نیست که زیارتی کرده باشم و گناهانم بخشیده شود، حاجاتم را بگیرم. این ها هست اما حاجت اصلی انسان مومن و زیرک ، هدفش از رفتن به زیارت امام حسین تکمیل ایمان است. اگر قلب به ایمان نرسد انسان در قیامت بهره و درجه ای ندارد و به قول امام علی(ع) اگر به بهشت رود در پایین ترین سطح بهشت قرار دهد. درجات بهشت را به مقدار ایمان می دهند. ایمان کار قلب است و قلب تا خدا را نبیند ایمان نمی آورد. انسان فهمیده و آگاه کسی است که در روایت ها برایش معرفی کرده اند که اگر تکیمل ایمان می خواهی راهش زیارت امام حسین است منتهی با دو شرط:‌۱. در وطن ۲. در زمانی که به آن جا می روی. اگر از قبل آن شرایط را در وطن انجام داده باشد و در زمان زیارت شرایط دیگر را به جا آورد ، در این جا ایمان او تکمیل می شود.

ذات ایمان نعمت و لوتیست هول ** ای قناعت کرده از ایمان به قول

ما ایمان نداریم. ما حرف می زنیم. حرف ما این است که لا اله الا الله. مهم ترین حاجت این است که: « یا حسین ایمان بده به من. »‌ انسان که ایمان نداشته باشد ممکن است به بهشت برود ولی در پایین ترین درجات بهشت است یعنی جایی که یهودیان و مسیحیان را می آورند. چرا که همه آن ها به جهنم نمی روند آن سرانشان می روند که حق را شناختند و برعلیه حق قیام کردند. خیلی از مسیحیان و یهودیان به قول قرآن مستضعفین هستند یعنی از لحاظ عقلی ضعیف هستند. مثلی خیلی از مسلمان های ما که اسلامشان تحقیقی نبوده. این ها را خدا به جهنم نمی برد. آن ها را به بهشت می برد منتهی در مراتب پایین بهشت. حالا ببینید زیارت امام حسین چه ارزشی دارد. انسان را به مقام ایمان می رساند یعنی انسان را به درجات عالی بهشت  می رساند، جایی که اولیا خدا هستند. بنابراین بدانیم به کجا می رویم و وقتی آن جا هستیم چه کارهایی باید انجام دهیم.
معمولا مشایخ و اساتید طریقت این سفارش را به شاگردان خود می کنند که اولا وقتی می خواهی وارد حرم شوی اذن دخول بگیر. اذن دخول در ائمه دیگر با امام حسین یک فرقی می کند. در ائمه دیگر اول داخل نشو،‌ از بیرون اذن دخول بخواه و اگر دیدی در هنگام اذن دخول قلبت شکست و یک تحولی در درون خودت پیدا کردی، برو و تا جلوی ضریح نیست برو،‌عیبی ندارد. اما اگر اذن دخول را خواندی و دیدی فرقی در تو احساس نشد، به درون رواق نرو و در همان شبستان، در گوشه ای بایست، زیارت کن و بازگرد. اگر در درون انسان تحول ایجاد نشود معلوم می شود که اتصال روحانی با امام برقرار نشده است. روحش مناسب نیست و اتصالی برقرار نشده. وقتی به حرم می رویم که نمی خواهیم به پیش ضریح رویم، می خواهیم روح امام را زیارت کنیم. تا این روح اتصالی با امام پیدا نکند، انسان نمی تواند زیارت درستی کند. این دستورات برای عده ای خاص است، کسانی که در صراط طریقت در حال حرکت هستند، این دستور برای آن ها است.
در امام حسین فرق می کند. می گویند در امام حسین اذن دخول گریه است. یعنی انسان اول بیرون بایستد و اذن دخول را بخواند و اگر گریه اش گرفت معلوم می شود که امام پذیرفته است. معلوم می شود این اتصال روحانی برقرا شده است. اگر این اتصال روحانی برقرار شد تا پای ضریح برو و اگر برقرار نشد در صحن بمان. اگر آن حالت گریه در انسان برقرار شد و امام این اذن دخول را به انسان داد که بیا پیش ضریح، در این جا می گویند برود اما زود زیارت کن و برگرد. زیاد نمان آن جا. درست مثل این که پیش بزرگی برویم و نمی توان یکی دوساعت ماند و صحبت کرد. امام حسین است به هرحال. انسان باید ادب را رعایت کند. آن جا جایی است که از صبح تا شب ملائکه مرتب در رفت و آمد هستند. آن جا جای انسان های معمولی نیست. این است که گفته اند زود برگرد، انسان روده درازی نکند. حتی می گویند نکند ان جا را به عنوان وطن خود انتخاب کنی و بگویی می خواهم برای همیشه آن جا بمانم. اگر خیلی می خواهد با امام صحبت کند، در اطراف بیاید نه پیش ضریح.  ببینید حق ایشان چه قدر است و ما چه قدر عارف به این حق هستیم؟ چه قدر عارف به این زیارت هستیم که چه می کند در انسان؟ چه نقشی دارد در انسان؟ آن هایی که اهل فهم هستند از زیارت امام حسین چه نتایجی می گیرند! این نتایج برای کسی است که عارف باشد به حق او.


[1] ام سعید از زنان محدث و صحابه امام جعفر صادق علیه السلام بود. وی از ام ولدهای جعفر بن ابی طالب است. پاره ای از محدثان امامیه، چون ابوداود المسترق در کامل الزیارات و ابن ابی عمیر و یونس بن یعقوب و حسین احمسی و احمد بن رزق غمشائی از وی روایت نقل می کنند.

دیدگاهِ شما
keyboard_arrow_down

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

جلسه ۸

زیارت کربلا

اگر کسی به کربلا برود و پیکر مقدس امام حسین(ع) و همچنین شهدایی که در آن جا هستند را زیارت کند، باید در نظر داشته باشد که وقتی کسی را جایی دفن می کنند، حضور در سر قبر آن شخص، اتصال بهتری با روح او برقرار می شود چرا که درست است که روح از بدن جدا شده است اما همچنان آن عنایت خود را به بدن دارد و این طور نیست که با بدن قهر کرده باشد.  بنابراین بهتر است که انسان بر سر قبر فاتحه خواند که بهتر به او می رسد. به همین دلیل است که روح شخص در محلی که جسم او در آن جا است، عنایتی بیشتر در آن جا دارد، بیشتر رفت و آمد و بیشتر به آن جا سر می زند. بنابراین اتصال خوبی است که انسان بر سر قبر و – قرآن و دعا بخواند که بهتر به او می رسد به این علت که حضور او در آن جا خیلی قوی تر هست.  
 مسلما در کربلا نیز همین وضعیت هست. امام حسین(ع) در آن جا دفن هستند به همراه ۷۰-۸۰-۱۰۰ تا ۱۴۰ هم گفته اند، ۱۴۰ بدن پاک آن جا دفن هستند آن هم کسانی که واقعا آن طور در راه امام حسین جانبازی کردند. تعداد بسیاری از انبیاء هستند که در آن خاک دفن هستند. شما ببینید که این همه ارواح پاک به آن خاک عنایت دارند. این مسئله باعث می شود که هم آن خاک ارزش بسیار زیادی،  یک نورانیتی پیدا کند و آثار و برکات از آن خاک به ظهور برسد وهم این که انسان که وارد آن جا می شود، متوجه باشد که در کجاست. خیلی مهم است. جایی که روح بزرگ امام حسین(ع)، شهدا، انبیاء در آن جا دفن هستند، در آن جا حضور دارند و ناظر آن جا هستند و کسانی را که در ان جا می روند و می آیند را مشاهده می کنند و احوال آن ها را زیر نظر دارند. کسی که به زیارت می روند باید آگاه باشد که صدها روح به احوال من ناظر هستند و بر خطورات قلب من ناظر هستند. لذا انسان باید واقعا ادب را در آن جا رعایت کند.

روایاتی درباب زیارت کربلا

روایت هایی را خواهیم خواند که شرایط ورود به کربلا چیست و انسان چگونه باید زیارت کند امام(ع) را:
۱. در کامل الزیارات از امام باقر این روایت آمده است که : « شیعیان را امر کنید که به زیارت قبر امام حسین بروند زیارت امام حسین واجب است بر هر مومنی که اقرار دارد برای حسین به امامت از ناحیه خداوند عز و جل. »
۲. در روایت دیگری امام صادق به ام سعید احمسیه [1]می فرمایند: « ای ام سعید آیا قبر امام حسین را زیارت کرده ای ؟ پاسخ داد بله. فرمودند: ای ام سعید زیارت کن قبر امام حسین را که زیارت آن واجب است بر مردان و زنان » با توجه به این که می بینید نماز جماعت از زن ساقط است و خیلی سفارش نشده است که زن حتما به نماز جماعت رود یا جهاد از زن برداشته شد اما نسبت به زیارت قبر امام حسین(ع) می فرماید: « مردان و زنان » همه باید به زیارت قر امام حسین بروند.
۳. در روایت دیگری از امام صادق(ع) هست: « اگر کسی از شما همه روزگارش را حج کند – یعنی هر سال حج برود – اما به زیارت امام حسین نرود حقی از حقوق خدا و حقوق رسول خدا را به جا نیاورده است. »
۴. در روایت دیگری می فرمایند: « هر کس از شیعیان ما به زیارت امام حسین نرود، ایمانش نقص دار، دینش نقص دارد. اگر هم او به بهشت رود، در پایین ترین درجه بهشت قرار می گیرد. »
۵. « هرکس به زیارت قبر امام حسین نرود در حالی که خود را از شیعیان می داند تا این که بمیرد، شیعه ما نیست.اگر به بهشت رود مانند مهمان حساب می شود. »
۶. « اگر کسی زیارت قبر امام حسین را ترک کند از روی بی میلی – یعنی سست است، تنبل است – روز قیامت حسرت و پشیمانی گریبان این شخص را خواهد گرفت. »

ایمان:

مقداری از ایمان را با تلاش و مجاهده خود کسب می کنیم و مقداری از آن باید از بیرون به ما اعطا شود. این طور نیست که همه درجات ایمان را خود رویم. ایمان برای قلب است. این قلب است که ایمان می آورد. یک اسلام داریم و یک ایمان. اسلام تسلیم شدن در مقابل خداست. این تسلیم شدن منشاء هایی دارد. یک وقت پیامبر قدرت دارد و او از ترس شمشیر مسلمان می شود. یا ممکن است بعضی ها از ترس جهنم مسلمان شوند و با خود بگویند پیغمبر راست می گوید و عقل انسان را وادار می کند که اسلام بیاور تا عذاب نشوی. این مرتبه خیلی مرتبه قوی ای نیست. اسلام ظاهری است. اما ایمان کار قلب است. اگر این اسلام واقعا به قلب نفوذ کرد، آن اسلام قلب را ایمان می گویند. ایمان یعنی یقین، اعتقاد صد در صد. منتهی اگر قلب می خواهد به ایمان برسد، باید ببیند. قلب تا نبیند ایمان نمی آورد. کار قلب، دیدن است. قرآن می فرماید: « ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى /۱۱ نجم » – قلب در آنچه که دید خطا نکرد. وقتی پیامبر به معراج رفت، دیدن را به قلب نسبت می دهد.

قلب:

مرتبه ای از وجود انسان است. نه این قلبی که در سینه می زند. یکی از ابعاد ملکوتی وجود انسان است. آن قلب چیزی است که تا خدا را نبیند ایمان نمی آورد. این است که قرآن می فرماید: « قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا  قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ  / ۱۴ حجرات » بنابراین حساب کنیم که آیا ما خدا را دیده ایم یا نه؟ ایمان آورده ایم یا نه ؟ حضرت علی(ع) می فرمایند: « خدایی را که نبینم عبادت نمی کنم. » با همین چشم؟ خیر. غیر از چشمی که انسان  در سر دارد؛ چشمی هم در قلب و روحش دارد. خدا را با چشم سر نمی توان دید اما با چشم قلب می توان دید . پیامبر وحی را با گوش قلبش می شنید، نه گوش ظاهری. جبرئیل را با چشم ظاهر نمی دید، با چشم قلبش می دید.  برای دیدن خدا با قلب یک مثالی می زنیم: وقتی انسان ماه رمضان روزه می گیرد – مخصوصا در روزهای گرم تابستان – دم افطار انسان گرسنگی و تشنگی را با همه وجودش می بیند، ‌حس می کند. چنان گرسنگی وجود انسان را پر می کند که انسان جز به غذا نمی اندیشد. انسانی که خدا را با قلب می بیند، این گونه است که چنان خدا وجود او را پر کرده است که جز خدا را نمی بیند.

چنان پر شد فضاي سينه از دوست *** که فکر خويش گم شد از ضميرم

چنان یاد خدا انسان را پر می کند که او خود را فراموش میک ند. دیدن خدا این گونه است. بنابراین اگر می خواهیم ببینم ایمان داریم یا نه باید دید که خدا را این گونه می بینیم؟
این ایمان را چگونه می توان به دست آورد؟
۱. چشم قلب بسته است انسان این قدر باید در خلوت بنشیند و با ریاضت، مجاهدت، جهاد اکبر،‌ این قدر نفسش را صیقل زند و همه این موانع و حجاب ها را از روی چشم قلب پاک کند که قلب صیقلی شود و انسان بتواند از روزنه و از چشم قلب خدا را ببیند. این یک بعد کار است که انسان خودش وارد عمل شود و بتواند به این مقام برسد.
۲.اما مقدار زیادش از ناحیه عنایت ولایت است. یعنی ولایت باید عنایتی به انسان کند. بدون عنایت از ناحیه ولایت امکان ندارد که انسان به ایمان کاملی برسد. اگر انسان خود را صیقل بزند، چله نشینی کند، در خلوت برود می تواند روی چشم قلب را باز کند اما کامل نه چون خیلی از موانع و حجاب ها هست که ما قدرت نداریم آن ها را از روی قلبمان کنار بزنیم. لازمه این ها این است که ولایت یک عنایتی کند به انسان.

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر *** وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

گیاه های هرزی که در مزرعه سبز می شود را کشاورز دانه دانه آن ها را جمع می کند اما یک وقتی هم هست که برقی،‌ صاعقه ای از آسمان می زند و تمام این زمین را زیر و رو می کند که هرچه خار و خاشاک در رو زیر  این زمین هست را می سوزاند. ریشه هایی که در زیر زمین مانده، خیلی وقت ها که کشاورز علف های هرز را جمع می کند، ریشه های آن در خاک می ماند و سال بعد همان ها سبز می شود. اما اگر صاعقه ای به این زمین بزند که به کلی زیر و رو شود و هرچه که هست بسوزد، یک برق اگر از مقام ولایت به انسان بزند، که همه قلب انسان را زیر و رو کند، همه خاک ها ،‌رسوبات و موانع و حجاب ها، همه را متلاشی کند، اگر انسان توفیق چنین چیزی را داشته باشد خوب است و الا با مجاهدت و تزکیه نفس و کم خوردن و این ها – که البته لازم است که یک سالک این کارها را بکند تا به ایمان برسد – فایده ای ندارد. باید از آن طرف یک عنایتی بیاید، یک برق شدید بزند بر صفحه قلب انسان و همه این ها ویران شود و از بین برود.

این اسن که امام می فرمایند کسی که زیارت قبر امام حسین نکند ایمانش ناقص است یعنی او در حد ایمان عقلی است اما ایمانش ایمان قلبی نیست. در زمین کربلا امام حسین و نزدیک به ۱۰۰ تن از یاران پاکشان و ۱۴۰ تن از پیامبران دفن هستند و همان طور که گفتیم ارواح به جایی که جسمشان هست عنایت دارند، آن ها نیز به این زمین عنایت دارند. لذا این است که خیلی از کسانی که در کار ارتباط با مردگان هستند می گویند که در سر قبر مرده خیلی بهتر ارتباط برقرار می شود چون آن روح عنایت بیشتری به آن جسم دارد. روی همین است که اگر انسان حمد و سوره ای، قرآن و دعایی بخواند بهتر به آن می رسد و ان اموات قبر خود را خیلی دوست دارند،‌آن قبری که جسمشان در آن دفن شده و حتی از آن جا مراقبت می کنند و چه بسا کسی که به آن قبر تعرض کند صدمه هایی به او بزنند. به هر حال کسانی که در ارتباط هستند خودشان این ها را دیده اند و تجربه کرده اند. همین طور فیض وجودی امام حسین و شهدای کربلا به طور مرتب به آن جا عنایت دارند و فیض وجودی آن ها به آن جا به طور قوی نازل می شود.

عنایت امام حسین و سلوک الی الله  :
انسان هایی که پا در سلوک الی الله گذاشته اند خوب می فهمند که واقعا انسان به جایی می رسد که دیگر احساس می کند که پایش در گل است و اصلا نمی تواند یک قدم دیگر برود،‌درمانده می شود. واقعا در این جا اگر عنایت ولایت به داد انسان نرسد، انسان بیچاره و بدبخت می شود. سالکان الی الله که می خواهند از راه انفسی به خدا برسند، از راه این که می خواهند قلبشان را باز کنند – کسانی می خواهند عقلشان را باز کنند و می روند و در مدرسه فلسفه می خوانند که آسان است – اما اگر کسی بخواهد از راه تزکیه نفس و باز کردن چشم قلب خدا را ببیند و به ایمان خدا دست پیدا کند، باید خودش را در معرض انوار و تابش های ولایت قرار دهد و تنها امامی که بسیار بسیار موثر است در باز شدن قلب انسان،‌ امام حسین(ع) است. این امام در میان ائمه ما کسی که بیشترین نقش را دارد در این که کسانی که در راه سیر الی الله هستند،‌در راه سلوک الی الله هستند، قلبشان باز شود. مجاهد فی سبیل الله، سالک الی الله باید خودش را مدتی درمعرض تابش عنایات امام حسین قرار دهد در خود کربلا.  امام می فرمایند کسی که به کربلا نرود ایمانش نقص دارد. باید به کربلا رفت و در معرض انوار حسینی قرار گرفت تا حجاب های روی قلب باز شود، قلب انسان باز شود. یعنی بنابر این روایت اگر انسانی به کربلا رفت، باید خدا را ببیند. ایمانش کامل می شود.

شرایط رفتن به کربلا :‌

آیا هرکسی که به کربلا برود درست می شود ؟ به درجه ایمان می رسد؟ به شهود الی الله می رسد؟ خیر. چرا؟ شرط دارد. انسان باید شرایطی را قبل از رفتن رعایت کند و شرایطی را در زمان رفتن و بودن در کربلا باید رعایت کند. انسانی که بخواهد به شهود خدا برسد دو عامل لازم است:‌ ریاضت و عنایت.

ریاضت :

شرایط قبل از رفتن به کربلا همان ریاضت هایی است که مطرح شد. ریاضت یعنی کوشش،‌ مجاهده. این که انسان در خلوتی بنشیند و تا می تواند نفسش را صیقل دهد. « كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَی قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ / ۱۴ مطففین » روی قلب ها را زنگار گرفته است. نتیجه این که روی قلب ها را زنگار گرفته این است که « كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ / ۱۵ مطففین »‌ این انسان ها از خدا در حجاب هستند. معنیش این است که اگر انسان بخواهد خدا را بی حجاب ببیند باید قلبش را پاک کند. این که قلب بتواند خدا را ببیند،‌یک مرحله اش آن ریاضت و مجاهدت است که انسان بنشیند و تا جایی که می تواند با کم کردن خواب،‌کم کردن غذا،‌ حذف کردن لذت ها،‌حذف کردن زیادی های دنیا، – مثلا اگر انسان با ۵ لقمه سیر می شود، آن لقمه ۶ و ۷ زیادی است آن ها را بریا نفس اماره می خوریم ،‌برای شهوت می خوریم. این که می خواهیم با لذت بخوریم که غذا لذیذ باشد نیز برای شهوت است – از دنیا به حداقل اکتفا کند. مثل طلا و جواهری که مدت ها در زیر زمین بوده و روی آن زنگارهایی زده و زرگر در خلوتی می نشیند و آن را سوهان و صیقل می زند. انسانی که می خواهد قلبش را پاک کند نیز باید در خلوتی بنشیند و تا می تواند سوهان ریاضت، تیشه مجاهدت بزند. انسان باید تا قبل از رفتن به کربلا این ها را انجام دهد. یک بعد کار دست ماست. وقتی انسان این کارها را انجام داد، ۵ سال، ۱۰ سال، بستگی به تلاش و مجاهدت انسان دارد، بعد از این ها خود را در معرض عنایت قرار دهد.

عنایت:

همان وجودی که از ناحیه ولایت، از ناحیه امام حسین(ع)،‌ یک وجود نوری از ناحیه امام حسین(ع) وارد وجود انسان می شود. این وجود نوری به قدری داغ است، به قدری حرارت دارد که تمامی ناخالصی های روی قلب انسان را که مانده و انسان نتوانسته است با صیقل آن ها را پاک کند، همه را می سوزاند. این نور چنان است که شیطان را بیرون می کند چون شیطان نار است. نار نمی تواند در مقابل نور طاقت آورد. آن رذائل مفسانی که در وجود ما مانده است، آن خفاش هایی که در تاریکی ها مانده اند و در اعماق تاریک وجود ما خانه کرده اند و خود ما از آن ها بی خبر هستیم،‌ – چون وقتی انسان به ریاضت می نشیند می تواند رذائل درشت را از خود دور کند اما ریزه ریزه هایی هست که انسان نمی تواند این ها را از خود دور کند – این جاست که انسان باید خود را در معرض عنایت قرار دهد.  در معرض ان وجود نورانی و لطیفی که از ناحیه امام حسین(ع) وارد می شود و چون نور است تمام آن خفاش هایی که در یک گوشه ای پناه گرفته اند را بیرون می کند و شیطان را از وجود انسان بیرون می کند. صفحه وجودی انسان پاک می شود و حالا مرحله ای است که به ایمان می رسد.

انسان آن ریاضت را در خانه خود، در شهر خود انجام می دهد. اما آن عنایت را از کجا به دست آورد؟ در جایی که انوار تابش عنایات ولایت خیلی قوی است که کربلاست. که عرض کردیم کربلا چنین جایی است که همه وجود امام حسین(ع)،‌روح آن ۱۴۰ نفر و ورح آن ۱۴۰ انبیائی که در آن جا هستند مرتب در آن جا فیض رحمت و نورانیت بر ان جا می بارند. سالک بعدا باید مدتی در آن جا خود را در تابش چنین انواری قرار دهد.

زیارت امام حسین(ع):

وقتی سالک می خواهد به زیارت امام حسین(ع) ‌باید خیلی در این زیارت دقت کند چرا که خود زیارت کردن نیز شرایطی دارد. این طور نیست که هرکسی که به زیارت رفت این آثار معنوی را برای او داشته باشد. بنابراین بعضی از آن شرایطی که برای زیارت ایشان قرار دادند را عرض می کنیم. از امام صادق(ع) نقل شد که کسی که – به قصدی می رود که از انوار روحانی امام حسین بهره مند شود- باید در آن جا نیز شرایطی را رعایت کند.
 «‌ باید با همسفران آن سفر بسیار حسن مصاحبت داشته باشی» یعنی شرایط رفاقت را خوب به جا آوری مدا به ان ها زور بگویی، در حقشان اجهاف کنی و تا می توانی با آن ها رفاقت، ملایمت کن، اگر چیزی از آن ها دیدی تحمل کن، بداخلاقی نکن. حسن همراهی با آن ها داشته باش.
«‌ خیلی کم حرف بزن. » ‌مگر این که حرف خیر باشد. یعین یک غایت، یک هدف عقلایی در آن داشته باشد. یک مطلب درستی در آن بگوید. یا ذکر خدا باشد یا چیزی باشد که موجب آگاه کردن نسبت به آن مقام باشد و الا کلمات به هیچ وجه کلمات لغو در آن جا نگوید.
«‌ تا می تواند ذکر خدا را زیاد بگوید و لباس هایش را تمیز نگه دارد. قبل از این که به حائل حسینی وارد شوید غسل کنید و انسان دارای خشوع باشد » همچین که در خیابان راه می رود، با گرده برافراشته راه نرود «‌ زیاد در آن جا نماز بخواند و همچنین زیاد صلوات بفرستد. چیزی را که لازم ندارد به دنبال آن نرود. لازم است چشم هایش را بپوشاند » نه این که گناه کند، به ساختمان ها،‌ ویترین مغازه ها نگاه نکند. « اگر در میان اهل غافله کسی اهل حاجت هست بلافاصله بروی و حاجتش را برآورده کنی. اگر در جایی رفتی تقیه کنی مثل سامرا و ورع، پرهیز داشته باشی از چیزهایی که خدا پرهیز کرده است. پرهیز کند از خصومت. » اگر هم کسی با او دعوا کرد او دست بگیرد و در مقام جواب بر نیاید، سعی کند کوتاه بیاید و با کسی دعوا نکند. «‌ قسم نخورد. اگر انسان این کارها را انجام داد، زیارتش مقبول خواهد بود. »‌
در روایت دیگر فرمود:‌«‌ وقتی اراده زیارت امام حسین را کردی،‌پس زیارت کن او را در حالی که تو شکسته هستی،‌ با حالت حزن و اندوه، در حالی که ژولیده مو هستی، غبارآلود هستی،‌ و در حالی که گرسنه و تشنه هستی »‌ انسان خود را سیراب نکند و با شکم پر به زیارت نرود. با حالت تشنگی و گرسنگی زیارت کن. چرا؟‌ « چون حسین این طور کشته شد. ژولیده مو بود. بدنش پر از خاک بود. گرسنه بود، تشنه بود، محزون بود. »‌ یعنی اگر واقعا می خواهی عنایت روح حسینی بر تو وارد شود باید خود را مثل امام حسین کنی. چون ایشان در زمان شهادت این گونه بود،‌ بنابراین کسی را که ببیند که به زیارت او آمده با همان حالات،‌ – در قدیم که با اسب و الاغ راهی کربلا می شدند،‌رسم بر این بود که با همان وضعی که به کربلا وارد می شدند مستقیم به زیارت می رفتند که انسان در آن جا بیشترین شباهت را به وجود مقدس امام حسین داشته باشد –  
امام در ادامه می فرمایند:‌« در آن جا حاجات خود را بخواه اما زود بازگرد. » زیاد در حرم نمان. زیاد انسان در آن جا بنشیند و اصرار کند و از امام بخواهد،‌ نه. زیارت امام حسین برای تکمیل ایمان است. اصل و فلسفه زیارت امام حسین برای تکمیل ایمان است. انسان بداند که چرا به زیارت امام حسین می روم. صرفا این نیست که زیارتی کرده باشم و گناهانم بخشیده شود، حاجاتم را بگیرم. این ها هست اما حاجت اصلی انسان مومن و زیرک ، هدفش از رفتن به زیارت امام حسین تکمیل ایمان است. اگر قلب به ایمان نرسد انسان در قیامت بهره و درجه ای ندارد و به قول امام علی(ع) اگر به بهشت رود در پایین ترین سطح بهشت قرار دهد. درجات بهشت را به مقدار ایمان می دهند. ایمان کار قلب است و قلب تا خدا را نبیند ایمان نمی آورد. انسان فهمیده و آگاه کسی است که در روایت ها برایش معرفی کرده اند که اگر تکیمل ایمان می خواهی راهش زیارت امام حسین است منتهی با دو شرط:‌۱. در وطن ۲. در زمانی که به آن جا می روی. اگر از قبل آن شرایط را در وطن انجام داده باشد و در زمان زیارت شرایط دیگر را به جا آورد ، در این جا ایمان او تکمیل می شود.

ذات ایمان نعمت و لوتیست هول ** ای قناعت کرده از ایمان به قول

ما ایمان نداریم. ما حرف می زنیم. حرف ما این است که لا اله الا الله. مهم ترین حاجت این است که: « یا حسین ایمان بده به من. »‌ انسان که ایمان نداشته باشد ممکن است به بهشت برود ولی در پایین ترین درجات بهشت است یعنی جایی که یهودیان و مسیحیان را می آورند. چرا که همه آن ها به جهنم نمی روند آن سرانشان می روند که حق را شناختند و برعلیه حق قیام کردند. خیلی از مسیحیان و یهودیان به قول قرآن مستضعفین هستند یعنی از لحاظ عقلی ضعیف هستند. مثلی خیلی از مسلمان های ما که اسلامشان تحقیقی نبوده. این ها را خدا به جهنم نمی برد. آن ها را به بهشت می برد منتهی در مراتب پایین بهشت. حالا ببینید زیارت امام حسین چه ارزشی دارد. انسان را به مقام ایمان می رساند یعنی انسان را به درجات عالی بهشت  می رساند، جایی که اولیا خدا هستند. بنابراین بدانیم به کجا می رویم و وقتی آن جا هستیم چه کارهایی باید انجام دهیم.
معمولا مشایخ و اساتید طریقت این سفارش را به شاگردان خود می کنند که اولا وقتی می خواهی وارد حرم شوی اذن دخول بگیر. اذن دخول در ائمه دیگر با امام حسین یک فرقی می کند. در ائمه دیگر اول داخل نشو،‌ از بیرون اذن دخول بخواه و اگر دیدی در هنگام اذن دخول قلبت شکست و یک تحولی در درون خودت پیدا کردی، برو و تا جلوی ضریح نیست برو،‌عیبی ندارد. اما اگر اذن دخول را خواندی و دیدی فرقی در تو احساس نشد، به درون رواق نرو و در همان شبستان، در گوشه ای بایست، زیارت کن و بازگرد. اگر در درون انسان تحول ایجاد نشود معلوم می شود که اتصال روحانی با امام برقرار نشده است. روحش مناسب نیست و اتصالی برقرار نشده. وقتی به حرم می رویم که نمی خواهیم به پیش ضریح رویم، می خواهیم روح امام را زیارت کنیم. تا این روح اتصالی با امام پیدا نکند، انسان نمی تواند زیارت درستی کند. این دستورات برای عده ای خاص است، کسانی که در صراط طریقت در حال حرکت هستند، این دستور برای آن ها است.
در امام حسین فرق می کند. می گویند در امام حسین اذن دخول گریه است. یعنی انسان اول بیرون بایستد و اذن دخول را بخواند و اگر گریه اش گرفت معلوم می شود که امام پذیرفته است. معلوم می شود این اتصال روحانی برقرا شده است. اگر این اتصال روحانی برقرار شد تا پای ضریح برو و اگر برقرار نشد در صحن بمان. اگر آن حالت گریه در انسان برقرار شد و امام این اذن دخول را به انسان داد که بیا پیش ضریح، در این جا می گویند برود اما زود زیارت کن و برگرد. زیاد نمان آن جا. درست مثل این که پیش بزرگی برویم و نمی توان یکی دوساعت ماند و صحبت کرد. امام حسین است به هرحال. انسان باید ادب را رعایت کند. آن جا جایی است که از صبح تا شب ملائکه مرتب در رفت و آمد هستند. آن جا جای انسان های معمولی نیست. این است که گفته اند زود برگرد، انسان روده درازی نکند. حتی می گویند نکند ان جا را به عنوان وطن خود انتخاب کنی و بگویی می خواهم برای همیشه آن جا بمانم. اگر خیلی می خواهد با امام صحبت کند، در اطراف بیاید نه پیش ضریح.  ببینید حق ایشان چه قدر است و ما چه قدر عارف به این حق هستیم؟ چه قدر عارف به این زیارت هستیم که چه می کند در انسان؟ چه نقشی دارد در انسان؟ آن هایی که اهل فهم هستند از زیارت امام حسین چه نتایجی می گیرند! این نتایج برای کسی است که عارف باشد به حق او.


[1] ام سعید از زنان محدث و صحابه امام جعفر صادق علیه السلام بود. وی از ام ولدهای جعفر بن ابی طالب است. پاره ای از محدثان امامیه، چون ابوداود المسترق در کامل الزیارات و ابن ابی عمیر و یونس بن یعقوب و حسین احمسی و احمد بن رزق غمشائی از وی روایت نقل می کنند.

دیدگاهِ شما
keyboard_arrow_down

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.