صلوات :
ذکر صلواتی که در تشهد هست خود حرف دارد. صلوات در قرآن به سه گروه نسبت داده شده است:
خدا – ملائک – مومنین. « انَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیما /56 احزاب » صلوات این سه گروه چگونه است؟
صلوات خدا بر پیامبر:
خداوند که لفظ و صوت ندارد برای صلوات. چگونه صلوات می فرستد؟ اصل صلوات به معنای تمایل، انعطاف هست و نه هر تمایلی بلکه به معنای “تمایل تکمیلی“.
مثلا وقتی شما در خیابان راه می روید، بنده خدایی می گوید: گرسنه هستم و چیزی نخوردم، کمکم کنید. شما تا به الان در خیابان بی خیال راه می رفتید و به کسی هم کاری نداشتید اما تا به این شخص می رسید، یک مرتبه قلب شما یک تمایلی به این بنده خدا پیدا می کند. ما در اصطلاح می گوییم “رحمم آمد. ” رحمم آمد یعنی آدم در دلش یک رقت و تمایلی پیدا می کند. بنابراین بعد از این که این تمایل قلبی در شما ایجاد، به او غذا می دهید. به این تمایل تکمیلی می گویند. قلب شما به این شخص متمایل شد و در طی این تمایل او را تکمیل کردید.
صلوات به معنای تمایل تکوینی است یعنی خداوند بر همه ما، همه موجودات صلوات می فرستد. صلوات خدا به چه معنا است ؟ به معنای تمایل تکمیلی است یعنی خدا یک موجود کامل است ، ما موجودات ناقص هستیم بنابراین خداوند تمایل به ما دارد، میل وجودش منعطف به سوی ما است. بعد از این که خداوند این تمایل را به ما دارد، ما را تکمیل می کند. لذا برای ما خورشید، آب، نان قرار داده تا تکمیل شویم. وقتی کشاورز بذر در خاک می پاشد، خداوند به بذر تمایل پیدا دارد و برای او اسباب تکامل فراهم می کند، آب و نور و دمای مناسب قرار می دهد تا بذر در سایه آن ها رشد کند.
لغت صلوات از ریشه صَلو به معنی انعطاف هست. بنابراین اگر در آیه می فرماید که خداوند بر پیامبر صلوات می فرستد یعنی خداوند به پیامبر تمایل وجودی خاصی دارد و هی او را تکمیل می کند. مثلا پدر و مادری هستند که 7-8 فرزند دارند. این پدر و مادر مرتب بر فرزندان صلوات می فرستند. یعنی به آن ها توجه دارند که کی چه چیزی ندارد و همان را در اختیار آنها قرار دهد. یکی شیرخوار است، شیر در اختیار او قرار می دهد. دیگری غذاخوار است، غذا در اختیار او قرار می دهد. دیگری مریض، سوپ می دهد. دیگری که می خواهد به مدرسه برود، دفتر و قلم به او می دهد. به این می گویند “تمایل تکمیلی” یا بفرمایید” صلوات“. این است که مادر بر همه فرزندان صلوات بفرستد. فرض کنید یکی از این فرزندان خیلی قوی تر، باهوش تر، با استعدادتر، حرف گوش کن است. پدر و مادر به او توجه خاصی دارند. به او صلوات خاصی می فرستند.
خدا نیز این گونه است. خداوند بر همه موجودات صلوات می فرستد اما یک نفر در عالم آفرینش هست که از استعداد وجودی خیلی قوی ای برخوردار است. خداوند به او تمایل وجودی، توجه بیشتری دارد و بیشتر اسباب کمال در اختیار او می گذارد که هی بالا بیاید، رشد کند و قوی تر شود.
صلوات ملائکه بر پیامبر :
« مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ » ملائکه هم همین گونه هستند. اگر خدا بخواهد کسی را تکمیل کند، از طریق ملائکه این کار را میکند. ملائکه اسباب، ابزار هستند. مثلا خدا مستقیم بذر را رشد نمی دهد، از طریق اسباب یعنی ملائکه این کار را انجام می دهد. ملائکه اسباب ربوبیت خدا، اسباب تکمیل کنندگی خدا هستند. این که ملائکه بر پیامبر صلوات می فرستند یعنی ملائکه وجود را از خدا می گیرند و در اختیار پیامبر قرار می دهند. یعنی ملائکه نیز عنایتی به وجود پیامبر دارند.
صلوات مردم بر پیامبر :
« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ » صلوات ما مردم بر پیامبر به چه معنا است؟ این نیست که در لفظ بر ایشان صلوات می فرستیم. حقیت این صلوات “تمایل استکمالی” است ، بر عکس خدا. فرق تمایل تمیلی و تمایل استکمالی چیست؟ فرق این است که آن مادر به آن فرزند، توجه می کند و آن فرزند را تکمیل می کند. اما صلوات بچه ها بر مادر، یا صلوات ما بر پیامبر، صلوات تکمیلی است. این که می فرماید « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ » یعنی شما هم تمایل وجودی بر پیامبر پیدا کنید تا در سایه این تمایل وجودی از پیغمبر کمال را بگیرید. خدا بر پیغمبر کمال می دهد و ما از پیغمبر کمال می گیریم.
از لحاظ عربی، تکمیل با استکمال فرق دارد. تکمیل از مقوله فعل است یعنی خدا کاری انجام می دهد. این که خدا توجه تکمیلی دارد، یعنی پیغمبر را کامل میک ند. استکمال یعنی طلب کمال کردن. این که ما باید بر پیامبر صلوات بفرستیم یعنی باید طلب کمال کنیم از ایشان. توجهی به ایشان پیدا کنیم و از ایشان کمال بگیریم، طلب کمال کنیم.
« صَلُّوا »= اتصالی با وجود پیغمبر برقرار کنید. یک ارتباط روحانی بین وجود خودتان و پیامبر برقرار کنید که در سایه این توجه و عنایت و اتصال وجودی، از پیغمبر کمال بگیرید.
« انَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ » : خداوند و ملائکه فیض وجودی را به پیامبر می رسانند.
« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ »: ای مردم شما آن فیض را به سوی خود بگیرید.
این می شود معنی وساطت فیض یعنی پیغمبر واسطه فیض است. ما به پیغمبر می دهیم و شما از ایشان بگیرید. خدا مرتب به پیامبر در حال افاضه وجود است، شما ای مومنین که نمی توانید با خدا اتصال وجودی برقرار کنید، شما از طریق اتصال با پیغمبر بگیرید.
صلوات یعنی توجه روحانی نه توجه خیالی که من پیامبر را تصور کنم. توجه روحانی یعنی این که کاری کنید که روح شما با روح پیغمبر اتصال برقرار کند چون خداوند به روح پیامبر کمال می دهد پس ما نیز باید از روح پیامبر کمال بگیریم، تا وقتی که روح ما از روح پیامبر قطع است نمی توانیم از ایشان کمال بگیریم. همانطور که روح پیغمبر به ذات خدا اتصال دارد و به خاطر این اتصال روحانی از خدا کمالات به سوی ایشان می آید، ما نیز باید با پیامبر اتصال روحانی برقرار کنیم تا در سایه این اتصال روحانی از روح ایشان کمالات وارد روح ما شود.
چگونه با پیامبر اتصال روحانی برقرار کنیم؟ ما با ایشان اتصال جسمانی داریم :
1. امت ایشان هستیم. 2. اعمالی را که ایشان در ظاهر انجام می دادند، انجام می دهیم. اما این ها کافی نیست. دلیلش هم این است که می گویند: خیلی از مسلمان ها، مسلمان ظاهری هستند اما تا آخر عمر در جا می زنند و مفاسد اخلاقی دارند. چون روح آن ها قطع است. اسلام ظاهری، اتصال روحانی نمی آورد. برای این اتصال به هر حال باید از ظاهر پیغمبر شروع کند یعنی از رساله و فقه. فقه باب ورود به وجود روحانی پیامبر است. نهایت، اتصال با روح پیغمبر است.
برای رفتن به درون خانه ، باطن منزل ابتدا باید از در را باز کرد و از در رد شد. افرادی می گویند چه فرقی میکند که اعمال ظاهری را چگونه انجام دهیم مثلا آب را مثل سنی ها روی پا بریزیم یا مثل شیعه؟ اصل باطن است! اصل این است که به باطن منزل رفت! بله، اما مگر با هر کلیدی قفل در باز می شود؟ تا افعال ظاهری نماز انجام نشود که آن اتصال نمی تواند برقرار شود. اگر وضو درست انجام نشود که نمی تواند آن نورانیت و تطهیر را در ما ایجاد کند. این است که بحث ما نفی فقه نیست. رساله و فقه در مرحله اول باید باشد. این ها را داشته باش منتهی یک قدم هم آن طرف تر برو. فقه زمینه ساز حرکت روحانی است. تا زمانی که معاملات انسان بر اساس فقه نباشد، معاملات او آلوده است. کسی که حرام وارد زندگی اش شود که نمی تواند پرواز کند.
« وَ سَلِّمُوا تَسْلیما »: ای آیه راه نشان می دهد که چگونه با روح پیغمبر اتصال برقرار کن. یعنی در مقابل پیغمبر تسلیم محض باش.
عقل قربان کن به پیش مصطفی *** حسبی الله گو که اللهام کفی
خویش ابله کن تبع میرو سپس *** رستگی زین ابلهی یابی و بس
وقتی پیش پیغمبر رسیدی، عقل خودت را کنار بگذار، قربان کن. دیگر نگو من چنین و من چنان، به نظر من این طور و آن طور. آدم های روشن فکر از این حرف ها زیاد می زنند ( به نظر من روزه را در این عصر نباید گرفت ) اما قرآن می گوید که این طور فایده ندارد. اتصال روحانی با پیغمبر نمی آورد. وقتی پیش پیغمبر نشستی بی زحمت عقل خود را تعطیل کن. خودت را ابله کن. البته منظور از ابله آن هایی نیست که در جامعه هستند. می گوید :
ابلهاناند آن زنان دست بر *** از کف ابله وز رخ یوسف نُذُر
این طور ابلهی. یعنی وقتی یوسف به میان آن زن ها آمد، آن ها دست خود را بریدند. چرا؟ چون ابله شدند. ابله یعنی چی؟ یعنی از خود غافل شدند، چنان محو جمال یوسف شدند که از خود بی خود شدند. ابلهی به این معنا است.
اکثر اهل الجنه البلهای پسر *** بهر این گفت است سلطان البشر
این که در روایت هست:« اکثر اهل بهشت آدم های ابله هستند. » ابله یعنی کسانی که محو جمال خدا و پیغمبر شدند که از خود غافل شدند. لذا می گوید در مقابل پیامبر خودت را کنار بگذار. « وَ سَلِّمُوا تَسْلیما »تسلیم محض. یعنی اگر می خواهی به مقام صلوات دست پیدا کنی ، هرچه گفت بگو چشم. لذا می بینی عارفان بزرگ الهی که رفتند و با وجود پیغمبر اتصال برقرار کردند، به طور کلی “من” خودشان تعطیل می شود. مثلا مولانا در مثنوی می گوید که این کتاب من تفسیر باطنی قرآن است. نمی گوید من این را از خودم آورده ام، می گوید از قرآن است. یا مثلا ابن عربی در مورد فصوص الحکم می گوید که پیغمبر آن را در خواب به من داد. یعنی فصوص الحکمی که در راس همه کتب عرفانی در عالم اسلام است و مادر همه کتب عرفانی در عالم اسلام است، می گوید از پیغمبر گرفته ام. یعنی آن ها در نهایت که عروج پیدا می کنند می بینند که هرچه دارند از پیغمبر است.
پس اگر در آیه می فرماید که خداوند بر پیامبر صلوات می فرستد یعنی خداوند عنایت خاصه رحیمیه خود را بر پیامبر می فرستد. که این توجه خدا بر پیامبر در سایه اتصال پیامبر است با خدا. بعد که می گوید مومنین شما هم صلوات بر پیامبر بفرستید یعنی شما هم اتصال وجودی با او برقرار کنید. راه این اتصال تسلیم محض است که دیگر در مقابل وجود پیامبر که عقل کل است، عقل خودت را تعطیل کنی.
صلوات در تشهد نماز:
در تشهد نماز که صلوات می فرستیم، توجه روحانی بر پیامبر می کنیم. از خداوند درخواست می کنیم. البته نتیجه صلوات به خودمان باز می گردد. این که ما در صلوات می گوییم بر پیامبر خودت بیش از پیش رحمت نازل کن، عنایات خاصه و رحیمیه خود را بیش از پیش بر پیامبر خود وارد کن. مسلم است که هرچه بیشتر رحمت های خدا بر پیامبر نازل شود، در این جا ما بیشتر می توانیم از این رحمت ها استفاده کنیم در اتصال وجودی ای که با ایشان برقرار کرده ایم. البته در ادامه صلوات این می گوییم بر پیامبر و همچنین آل او . چرا که در الان در زمان خودمان که آن ولی اعظم خدا، وجود مقدس امام زمان (ع) است، همه باید با وجود ایشان یک اتصال وجودی برقرار کنیم چون در واقع هرچه که فیض وجودی به ما می رسد از رحمت های خدا، از روح ایشان به ما می رسد.
تفاوت نماز امام با نماز سایر موجودات :
ما که خود نمی توانیم با ذات خدا اتصال برقرار کنیم از وجود ایشان میرسد. هر چه هم از ما به خدا می رسد، از وجود ایشان می رسد. این را عنایت بفرمایید که اگر الان ما در نماز می خوانیم « اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعین » به که می گوییم؟ می گوییم: فقط تو را عبادت می کنم. ما که ارتباطمان مستقیما با خدا قطع است، در واقع این دعای من اول به وجود مقدس امام زمان (ع) وارد می شود و از وجود او به خدا وادر می شود. یا به عبارت دیگر اگر رکوع می کنم، سجده می کنم، او را رکوع و سجده می کنم. یعنی خدای همه موجودات امام زمان است. « ايْنَ التُّراب وَ رَبُّ الارْباب » ما کجا و خدا کجا؟ در هر زمانی در عالم فقط یک نفر می تواند با خدا اتصال مستقیم داشته باشد آن هم ولی همان زمان است. در زمان پیغمبر، پیغمبر. در زمان حضرت علی، حضرت علی. در زمان امام حسن، امام حسن. بقیه موجودات همه از ناحیه آن امام است که با خدا اتصال برقرار می کنند. وجودات مرتب است و روی هم چیده است. جمادات مثلا اگر سنگ می خواهد با خدا اتصال برقرار کند باید به نبات بگوید: ای نبات تو را عبادت می کنم، از تو کمک می خواهم. یک گیاه وقتی می خواهد به خدا عنایت کند، باید به طرف حیوان خود را متمایل کند و بگوید: ای حیوان ، تو را عبادت می کنم. حیوان اگر می خواهد با خدا ارتباط برقرا کند باید توجهش را به انسان منعطف کند و بگوید: ای انسان « اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعین » یعنی به عبارت دیگر نماز است. این که خدا می فرماید:
« كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ /41 نور » هر موجودی می داند که نمازش چیست، همین مطلب است. نماز جمادات چیست؟ توجه وجودی به مقام بعد از خودشان که نباتات هستند، گیاهان. اگر همین را بخواهی به لفظ ترجمه کنی می شود: « بسم النبات الرحمن الرحیم » ، « الحمد النبات رب العالمین » این می شود نماز سنگ. نماز نبات، توجه وجودی اوست به سوی حیوان. اگر این نماز را به لفظ ترجمه کنی می شود : « بسم الحیوان الرحمن الرحیم » ، « الحمد الحیوان رب العالمین ». حیوان اگر بخواهد نماز بخواند، نماز او می شود توجه وجودی به انسان که مرتبه بعد از خودش است. . اگر این نماز را به لفظ ترجمه کنی می شود : « بسم الانسان الرحمن الرحیم » ، « الحمد الانسان رب العالمین ». نماز انسان، توجه به سوی موجود بالاتر از خودش است که امام است. نماز انسان، توجه وجودی انسان است به سوی امام. لذا ترجمه لفظی آن این است: « بسم الامام الرحمن الرحیم » ، « الحمد الامام رب العالمین ». امام وقتی می خواهد نماز بخواهد، می شود توجه وجودی امام به سوی خدا. اگر این نماز را به لفظ ترجمه کنی می شود : « بسم الله الرحمن الرحیم » ، « الحمد الله رب العالمین ». لذا در همه موجودات عالم ، الله چیز دیگری است. اللهی که سنگ می گوید یعنی نبات. اللهی که نبات می گوید یعنی حیوان. اللهی که حیوان می گوید یعنی انسان. اللهی که انسان می گوید یعنی امام. اللهی که امام می گوید یعنی الله. این فرق نماز امام با بقیه موجودات است. چون مقام بعد از امام دقیقا خدا است.
این است که فقط یک نفر در عالم هست که وقتی می گوید « بسم الله الرحمن الرحیم » منظورش از الله واقعا خدا است. تفسیر این آیه را متوجه باش « كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ /41 نور » :
نماز = توجه وجودی موجود است به سوی مقام کامل تر از خودش. یعنی اتصال وجودی. اتصال روحانی. البته ما در واقع این اتصالات را نمی فهمیم. این ها در قیامت برای ما مشخص می شود. اگر یک جماد توانست با یک نبات یک اتصال وجودی برقرار کند، به کمال می رسد و در قیامت در بهشت است، اگر نتواست اتصال برقرار کند، در جهنم است. اگر یک نبات توانست با یک حیوان یک اتصال وجودی برقرار کند، و روح خود را به مرتبه حیات حیوانی برساند، کامل می شود و به کمالش می رسد در قیامت در بهشت است، اگر نتواست اتصال برقرار کند، در جهنم است. همین طور اگر انسان توانست با امام اتصال برقرار کند، یعنی به مقام صلوات برسد، یعنی به این مقام که روح خودش را با روح پیغمبر یا امام اتصال دهد، یک اتصال وجودی و توانست روح را در قبر این بدن تکان دهد و این قبر بدن را بشکند و روح را آزاد کند، با روح پیغمبر یا امام اتصال برقرار کند، این انسان، به کمال خودش می رسد. کمالات و انوار را از خدا می گیرد. روح او کامل می شود و در قیامت در بهشت است. اگر این اتصال روحانی را با امام برقرار نکرد، در جهنم است. این می شود معنی نماز و صلوات.
لذا مقام صلوات با صلوات لفظی فرق دارد. اگر صلوات لفظی از مقام صلوات نشئت بگیرد خوب است. اما اگر نه ممکن است ارزشی نداشته باشد.
سه فقره در تشهد:
1. « أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلهَ إِلَّا ٱللَّه »
شهادت بر توحید است. ( توحید ربوبیت )
2. « أَشـْهـَدُ أَنَّ مـُحـَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ »
روح انسان با روح پیامبر متصل شود و ببیند که روی ایشان به سوی خداست.
3. « الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ »
حال که انسان خدا را دید، پیغمبر را هم دید، یعنی با روح خود دید که خدا همه کاره این عالم است بعد روح انسان با روح پیغمبر اتصال برقرار کرد و دید که هر موجودی که بخواهد کمالی بگیرد، از روح پیغمبر می گیرد. این حقایق را در باطن عالم یعنی ذات خدا مشاهده کرد که مسبب الاسباب است، همه کاره است «لا اله الا هو» در مرحله بعد که با پیامبر اتصال روحانی برقرار کرد و دید خداوندی که همه اسباب دست اوست، اگر بخواهد کاری کند از طریق پیغمبر می کند؛ حالا دعا می کند و می گوید: پس خدایا تو که همه کاره هستی و هرکاری که بخواهی در عالم انجام دهی از مجرای وجودی پیامبرت انجام می دهی، پس خدایا بیشتر عنایت کن بر پیامبر، بیشتر بر پیغمبر وجود ببخش که عالم آفرینش به روال خود بماند و به کمال برسد. ما هم در این عالم بتوانیم به کمال خود برسیم. ما هم بتوانیم اتصالی با روح ایشان برقرا کنیم و بگیریم.
ذکر قیام و قعود نماز:
هر رکعتی را که تمام می کنیم و می گوییم « بِحَوْلِ اللَّه وَ قُوَّتِهِ اقُومُ وَ اقْعُدُ » یعنی با قوت و قدرت خدا من پا می شوم و می نشینم. قیام و قعود عرض است. یعنی چی؟ اصل وجود من ثابت است. من یک ذات حقیقی دارم و یک سری افعال و حرکات دارم، این افعال و حرکات عرض هستند. اما علم، قدرت ، شنوا بودن، بینا بودن اینها ذاتی وجود هستند. می گوید: همین اعراض و همین قیام و قود هم به قوت و قدرت خداست. این در تکمیل توحید ربوبی است. در تکمیل « اشهد ان لا اله الا الله » است. یعنی وقتی خداوند الهی است که همه اسباب، همه آثار و خواص موجودات از اوست، حتی اعراض موجودات نیز از خداست. این که دستت را بالا ببری، پایین بیاوری، بنشینی و بایستی. خیال نکنی که ربوبیت خدا فقط این است که تو را درست کرد و بعد ولت کرد تا هر کاری که دلت می خواهد بکنی. خیر، کوچکترین حرکات انسان همه به حول و قوه خداست. این در وجود خدا در ما نفوذ دارد که پلک زدنمان نیز به حول و قوه خداست. بنابراین توحید این است که خدا را با موجودات ببینی، تکمیلیش این است : نه این که خدا را با اصل موجودات ببینی، حتی خدا را با عوارض موجودات، با حرکات . سکنات موجودات ببینی. نه این که خدا را با درخت ببین، حتی در نزد تکان خوردن شاخه درخت خدا را ببینی. نه تنها وقتی به خودم نگاه می کنم خدا را ببینم، بلکه برخواستن خود را نیز از خدا بدانم. توحید کامل یعنی این. به همان معیت قیومیه ای که جلسه قبل تقسیم کردیم. این می شود نهایت توحید و یگانه بینی. از دوگانه بینی به در می آید.
این حرف ها را غنیمت بشمارید که ممکن است در جای دیگری نشنوید. اگر قرار باشد چیزی را از این عالم به آن عالم ببریم، همین ها سرمایه ما است. این که فرمود: « اگر دو روز تو مساوی باشد ضرر کرده ای. » یعنی همین. نه این که دیروز 10 تومان داشتم امروز 20 تومان داشته باشم، این ها تساوی است. اگر یک کلمه در توحید یاد گرفتم، این سرمایه است و می توانم بگویم امروز من با دیروزم فرق داشت، الحمدالله به عمق یک آیه، به بطن یک آیه دست پیدا کردم. انسان می تواند خدا را شکر کند که امروزم با دیروزم یکسان نبود.
صلوات :ذکر صلواتی که در تشهد هست خود حرف دارد. صلوات در قرآن به سه گروه نسبت داده شده است:خدا – ملائک – مومنین. « انَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیما /56 احزاب » صلوات این سه گروه چگونه است؟صلوات خدا بر پیامبر: خداوند که لفظ […]
صلوات :ذکر صلواتی که در تشهد هست خود حرف دارد. صلوات در قرآن به سه گروه نسبت داده شده است:خدا – ملائک – مومنین. « انَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیما /56 احزاب » صلوات این سه گروه چگونه است؟صلوات خدا بر پیامبر: خداوند که لفظ […]
صلوات :
ذکر صلواتی که در تشهد هست خود حرف دارد. صلوات در قرآن به سه گروه نسبت داده شده است:
خدا – ملائک – مومنین. « انَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیما /56 احزاب » صلوات این سه گروه چگونه است؟
صلوات خدا بر پیامبر:
خداوند که لفظ و صوت ندارد برای صلوات. چگونه صلوات می فرستد؟ اصل صلوات به معنای تمایل، انعطاف هست و نه هر تمایلی بلکه به معنای “تمایل تکمیلی“.
مثلا وقتی شما در خیابان راه می روید، بنده خدایی می گوید: گرسنه هستم و چیزی نخوردم، کمکم کنید. شما تا به الان در خیابان بی خیال راه می رفتید و به کسی هم کاری نداشتید اما تا به این شخص می رسید، یک مرتبه قلب شما یک تمایلی به این بنده خدا پیدا می کند. ما در اصطلاح می گوییم “رحمم آمد. ” رحمم آمد یعنی آدم در دلش یک رقت و تمایلی پیدا می کند. بنابراین بعد از این که این تمایل قلبی در شما ایجاد، به او غذا می دهید. به این تمایل تکمیلی می گویند. قلب شما به این شخص متمایل شد و در طی این تمایل او را تکمیل کردید.
صلوات به معنای تمایل تکوینی است یعنی خداوند بر همه ما، همه موجودات صلوات می فرستد. صلوات خدا به چه معنا است ؟ به معنای تمایل تکمیلی است یعنی خدا یک موجود کامل است ، ما موجودات ناقص هستیم بنابراین خداوند تمایل به ما دارد، میل وجودش منعطف به سوی ما است. بعد از این که خداوند این تمایل را به ما دارد، ما را تکمیل می کند. لذا برای ما خورشید، آب، نان قرار داده تا تکمیل شویم. وقتی کشاورز بذر در خاک می پاشد، خداوند به بذر تمایل پیدا دارد و برای او اسباب تکامل فراهم می کند، آب و نور و دمای مناسب قرار می دهد تا بذر در سایه آن ها رشد کند.
لغت صلوات از ریشه صَلو به معنی انعطاف هست. بنابراین اگر در آیه می فرماید که خداوند بر پیامبر صلوات می فرستد یعنی خداوند به پیامبر تمایل وجودی خاصی دارد و هی او را تکمیل می کند. مثلا پدر و مادری هستند که 7-8 فرزند دارند. این پدر و مادر مرتب بر فرزندان صلوات می فرستند. یعنی به آن ها توجه دارند که کی چه چیزی ندارد و همان را در اختیار آنها قرار دهد. یکی شیرخوار است، شیر در اختیار او قرار می دهد. دیگری غذاخوار است، غذا در اختیار او قرار می دهد. دیگری مریض، سوپ می دهد. دیگری که می خواهد به مدرسه برود، دفتر و قلم به او می دهد. به این می گویند “تمایل تکمیلی” یا بفرمایید” صلوات“. این است که مادر بر همه فرزندان صلوات بفرستد. فرض کنید یکی از این فرزندان خیلی قوی تر، باهوش تر، با استعدادتر، حرف گوش کن است. پدر و مادر به او توجه خاصی دارند. به او صلوات خاصی می فرستند.
خدا نیز این گونه است. خداوند بر همه موجودات صلوات می فرستد اما یک نفر در عالم آفرینش هست که از استعداد وجودی خیلی قوی ای برخوردار است. خداوند به او تمایل وجودی، توجه بیشتری دارد و بیشتر اسباب کمال در اختیار او می گذارد که هی بالا بیاید، رشد کند و قوی تر شود.
صلوات ملائکه بر پیامبر :
« مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ » ملائکه هم همین گونه هستند. اگر خدا بخواهد کسی را تکمیل کند، از طریق ملائکه این کار را میکند. ملائکه اسباب، ابزار هستند. مثلا خدا مستقیم بذر را رشد نمی دهد، از طریق اسباب یعنی ملائکه این کار را انجام می دهد. ملائکه اسباب ربوبیت خدا، اسباب تکمیل کنندگی خدا هستند. این که ملائکه بر پیامبر صلوات می فرستند یعنی ملائکه وجود را از خدا می گیرند و در اختیار پیامبر قرار می دهند. یعنی ملائکه نیز عنایتی به وجود پیامبر دارند.
صلوات مردم بر پیامبر :
« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ » صلوات ما مردم بر پیامبر به چه معنا است؟ این نیست که در لفظ بر ایشان صلوات می فرستیم. حقیت این صلوات “تمایل استکمالی” است ، بر عکس خدا. فرق تمایل تمیلی و تمایل استکمالی چیست؟ فرق این است که آن مادر به آن فرزند، توجه می کند و آن فرزند را تکمیل می کند. اما صلوات بچه ها بر مادر، یا صلوات ما بر پیامبر، صلوات تکمیلی است. این که می فرماید « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ » یعنی شما هم تمایل وجودی بر پیامبر پیدا کنید تا در سایه این تمایل وجودی از پیغمبر کمال را بگیرید. خدا بر پیغمبر کمال می دهد و ما از پیغمبر کمال می گیریم.
از لحاظ عربی، تکمیل با استکمال فرق دارد. تکمیل از مقوله فعل است یعنی خدا کاری انجام می دهد. این که خدا توجه تکمیلی دارد، یعنی پیغمبر را کامل میک ند. استکمال یعنی طلب کمال کردن. این که ما باید بر پیامبر صلوات بفرستیم یعنی باید طلب کمال کنیم از ایشان. توجهی به ایشان پیدا کنیم و از ایشان کمال بگیریم، طلب کمال کنیم.
« صَلُّوا »= اتصالی با وجود پیغمبر برقرار کنید. یک ارتباط روحانی بین وجود خودتان و پیامبر برقرار کنید که در سایه این توجه و عنایت و اتصال وجودی، از پیغمبر کمال بگیرید.
« انَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ » : خداوند و ملائکه فیض وجودی را به پیامبر می رسانند.
« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ »: ای مردم شما آن فیض را به سوی خود بگیرید.
این می شود معنی وساطت فیض یعنی پیغمبر واسطه فیض است. ما به پیغمبر می دهیم و شما از ایشان بگیرید. خدا مرتب به پیامبر در حال افاضه وجود است، شما ای مومنین که نمی توانید با خدا اتصال وجودی برقرار کنید، شما از طریق اتصال با پیغمبر بگیرید.
صلوات یعنی توجه روحانی نه توجه خیالی که من پیامبر را تصور کنم. توجه روحانی یعنی این که کاری کنید که روح شما با روح پیغمبر اتصال برقرار کند چون خداوند به روح پیامبر کمال می دهد پس ما نیز باید از روح پیامبر کمال بگیریم، تا وقتی که روح ما از روح پیامبر قطع است نمی توانیم از ایشان کمال بگیریم. همانطور که روح پیغمبر به ذات خدا اتصال دارد و به خاطر این اتصال روحانی از خدا کمالات به سوی ایشان می آید، ما نیز باید با پیامبر اتصال روحانی برقرار کنیم تا در سایه این اتصال روحانی از روح ایشان کمالات وارد روح ما شود.
چگونه با پیامبر اتصال روحانی برقرار کنیم؟ ما با ایشان اتصال جسمانی داریم :
1. امت ایشان هستیم. 2. اعمالی را که ایشان در ظاهر انجام می دادند، انجام می دهیم. اما این ها کافی نیست. دلیلش هم این است که می گویند: خیلی از مسلمان ها، مسلمان ظاهری هستند اما تا آخر عمر در جا می زنند و مفاسد اخلاقی دارند. چون روح آن ها قطع است. اسلام ظاهری، اتصال روحانی نمی آورد. برای این اتصال به هر حال باید از ظاهر پیغمبر شروع کند یعنی از رساله و فقه. فقه باب ورود به وجود روحانی پیامبر است. نهایت، اتصال با روح پیغمبر است.
برای رفتن به درون خانه ، باطن منزل ابتدا باید از در را باز کرد و از در رد شد. افرادی می گویند چه فرقی میکند که اعمال ظاهری را چگونه انجام دهیم مثلا آب را مثل سنی ها روی پا بریزیم یا مثل شیعه؟ اصل باطن است! اصل این است که به باطن منزل رفت! بله، اما مگر با هر کلیدی قفل در باز می شود؟ تا افعال ظاهری نماز انجام نشود که آن اتصال نمی تواند برقرار شود. اگر وضو درست انجام نشود که نمی تواند آن نورانیت و تطهیر را در ما ایجاد کند. این است که بحث ما نفی فقه نیست. رساله و فقه در مرحله اول باید باشد. این ها را داشته باش منتهی یک قدم هم آن طرف تر برو. فقه زمینه ساز حرکت روحانی است. تا زمانی که معاملات انسان بر اساس فقه نباشد، معاملات او آلوده است. کسی که حرام وارد زندگی اش شود که نمی تواند پرواز کند.
« وَ سَلِّمُوا تَسْلیما »: ای آیه راه نشان می دهد که چگونه با روح پیغمبر اتصال برقرار کن. یعنی در مقابل پیغمبر تسلیم محض باش.
عقل قربان کن به پیش مصطفی *** حسبی الله گو که اللهام کفی
خویش ابله کن تبع میرو سپس *** رستگی زین ابلهی یابی و بس
وقتی پیش پیغمبر رسیدی، عقل خودت را کنار بگذار، قربان کن. دیگر نگو من چنین و من چنان، به نظر من این طور و آن طور. آدم های روشن فکر از این حرف ها زیاد می زنند ( به نظر من روزه را در این عصر نباید گرفت ) اما قرآن می گوید که این طور فایده ندارد. اتصال روحانی با پیغمبر نمی آورد. وقتی پیش پیغمبر نشستی بی زحمت عقل خود را تعطیل کن. خودت را ابله کن. البته منظور از ابله آن هایی نیست که در جامعه هستند. می گوید :
ابلهاناند آن زنان دست بر *** از کف ابله وز رخ یوسف نُذُر
این طور ابلهی. یعنی وقتی یوسف به میان آن زن ها آمد، آن ها دست خود را بریدند. چرا؟ چون ابله شدند. ابله یعنی چی؟ یعنی از خود غافل شدند، چنان محو جمال یوسف شدند که از خود بی خود شدند. ابلهی به این معنا است.
اکثر اهل الجنه البلهای پسر *** بهر این گفت است سلطان البشر
این که در روایت هست:« اکثر اهل بهشت آدم های ابله هستند. » ابله یعنی کسانی که محو جمال خدا و پیغمبر شدند که از خود غافل شدند. لذا می گوید در مقابل پیامبر خودت را کنار بگذار. « وَ سَلِّمُوا تَسْلیما »تسلیم محض. یعنی اگر می خواهی به مقام صلوات دست پیدا کنی ، هرچه گفت بگو چشم. لذا می بینی عارفان بزرگ الهی که رفتند و با وجود پیغمبر اتصال برقرار کردند، به طور کلی “من” خودشان تعطیل می شود. مثلا مولانا در مثنوی می گوید که این کتاب من تفسیر باطنی قرآن است. نمی گوید من این را از خودم آورده ام، می گوید از قرآن است. یا مثلا ابن عربی در مورد فصوص الحکم می گوید که پیغمبر آن را در خواب به من داد. یعنی فصوص الحکمی که در راس همه کتب عرفانی در عالم اسلام است و مادر همه کتب عرفانی در عالم اسلام است، می گوید از پیغمبر گرفته ام. یعنی آن ها در نهایت که عروج پیدا می کنند می بینند که هرچه دارند از پیغمبر است.
پس اگر در آیه می فرماید که خداوند بر پیامبر صلوات می فرستد یعنی خداوند عنایت خاصه رحیمیه خود را بر پیامبر می فرستد. که این توجه خدا بر پیامبر در سایه اتصال پیامبر است با خدا. بعد که می گوید مومنین شما هم صلوات بر پیامبر بفرستید یعنی شما هم اتصال وجودی با او برقرار کنید. راه این اتصال تسلیم محض است که دیگر در مقابل وجود پیامبر که عقل کل است، عقل خودت را تعطیل کنی.
صلوات در تشهد نماز:
در تشهد نماز که صلوات می فرستیم، توجه روحانی بر پیامبر می کنیم. از خداوند درخواست می کنیم. البته نتیجه صلوات به خودمان باز می گردد. این که ما در صلوات می گوییم بر پیامبر خودت بیش از پیش رحمت نازل کن، عنایات خاصه و رحیمیه خود را بیش از پیش بر پیامبر خود وارد کن. مسلم است که هرچه بیشتر رحمت های خدا بر پیامبر نازل شود، در این جا ما بیشتر می توانیم از این رحمت ها استفاده کنیم در اتصال وجودی ای که با ایشان برقرار کرده ایم. البته در ادامه صلوات این می گوییم بر پیامبر و همچنین آل او . چرا که در الان در زمان خودمان که آن ولی اعظم خدا، وجود مقدس امام زمان (ع) است، همه باید با وجود ایشان یک اتصال وجودی برقرار کنیم چون در واقع هرچه که فیض وجودی به ما می رسد از رحمت های خدا، از روح ایشان به ما می رسد.
تفاوت نماز امام با نماز سایر موجودات :
ما که خود نمی توانیم با ذات خدا اتصال برقرار کنیم از وجود ایشان میرسد. هر چه هم از ما به خدا می رسد، از وجود ایشان می رسد. این را عنایت بفرمایید که اگر الان ما در نماز می خوانیم « اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعین » به که می گوییم؟ می گوییم: فقط تو را عبادت می کنم. ما که ارتباطمان مستقیما با خدا قطع است، در واقع این دعای من اول به وجود مقدس امام زمان (ع) وارد می شود و از وجود او به خدا وادر می شود. یا به عبارت دیگر اگر رکوع می کنم، سجده می کنم، او را رکوع و سجده می کنم. یعنی خدای همه موجودات امام زمان است. « ايْنَ التُّراب وَ رَبُّ الارْباب » ما کجا و خدا کجا؟ در هر زمانی در عالم فقط یک نفر می تواند با خدا اتصال مستقیم داشته باشد آن هم ولی همان زمان است. در زمان پیغمبر، پیغمبر. در زمان حضرت علی، حضرت علی. در زمان امام حسن، امام حسن. بقیه موجودات همه از ناحیه آن امام است که با خدا اتصال برقرار می کنند. وجودات مرتب است و روی هم چیده است. جمادات مثلا اگر سنگ می خواهد با خدا اتصال برقرار کند باید به نبات بگوید: ای نبات تو را عبادت می کنم، از تو کمک می خواهم. یک گیاه وقتی می خواهد به خدا عنایت کند، باید به طرف حیوان خود را متمایل کند و بگوید: ای حیوان ، تو را عبادت می کنم. حیوان اگر می خواهد با خدا ارتباط برقرا کند باید توجهش را به انسان منعطف کند و بگوید: ای انسان « اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعین » یعنی به عبارت دیگر نماز است. این که خدا می فرماید:
« كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ /41 نور » هر موجودی می داند که نمازش چیست، همین مطلب است. نماز جمادات چیست؟ توجه وجودی به مقام بعد از خودشان که نباتات هستند، گیاهان. اگر همین را بخواهی به لفظ ترجمه کنی می شود: « بسم النبات الرحمن الرحیم » ، « الحمد النبات رب العالمین » این می شود نماز سنگ. نماز نبات، توجه وجودی اوست به سوی حیوان. اگر این نماز را به لفظ ترجمه کنی می شود : « بسم الحیوان الرحمن الرحیم » ، « الحمد الحیوان رب العالمین ». حیوان اگر بخواهد نماز بخواند، نماز او می شود توجه وجودی به انسان که مرتبه بعد از خودش است. . اگر این نماز را به لفظ ترجمه کنی می شود : « بسم الانسان الرحمن الرحیم » ، « الحمد الانسان رب العالمین ». نماز انسان، توجه به سوی موجود بالاتر از خودش است که امام است. نماز انسان، توجه وجودی انسان است به سوی امام. لذا ترجمه لفظی آن این است: « بسم الامام الرحمن الرحیم » ، « الحمد الامام رب العالمین ». امام وقتی می خواهد نماز بخواهد، می شود توجه وجودی امام به سوی خدا. اگر این نماز را به لفظ ترجمه کنی می شود : « بسم الله الرحمن الرحیم » ، « الحمد الله رب العالمین ». لذا در همه موجودات عالم ، الله چیز دیگری است. اللهی که سنگ می گوید یعنی نبات. اللهی که نبات می گوید یعنی حیوان. اللهی که حیوان می گوید یعنی انسان. اللهی که انسان می گوید یعنی امام. اللهی که امام می گوید یعنی الله. این فرق نماز امام با بقیه موجودات است. چون مقام بعد از امام دقیقا خدا است.
این است که فقط یک نفر در عالم هست که وقتی می گوید « بسم الله الرحمن الرحیم » منظورش از الله واقعا خدا است. تفسیر این آیه را متوجه باش « كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ /41 نور » :
نماز = توجه وجودی موجود است به سوی مقام کامل تر از خودش. یعنی اتصال وجودی. اتصال روحانی. البته ما در واقع این اتصالات را نمی فهمیم. این ها در قیامت برای ما مشخص می شود. اگر یک جماد توانست با یک نبات یک اتصال وجودی برقرار کند، به کمال می رسد و در قیامت در بهشت است، اگر نتواست اتصال برقرار کند، در جهنم است. اگر یک نبات توانست با یک حیوان یک اتصال وجودی برقرار کند، و روح خود را به مرتبه حیات حیوانی برساند، کامل می شود و به کمالش می رسد در قیامت در بهشت است، اگر نتواست اتصال برقرار کند، در جهنم است. همین طور اگر انسان توانست با امام اتصال برقرار کند، یعنی به مقام صلوات برسد، یعنی به این مقام که روح خودش را با روح پیغمبر یا امام اتصال دهد، یک اتصال وجودی و توانست روح را در قبر این بدن تکان دهد و این قبر بدن را بشکند و روح را آزاد کند، با روح پیغمبر یا امام اتصال برقرار کند، این انسان، به کمال خودش می رسد. کمالات و انوار را از خدا می گیرد. روح او کامل می شود و در قیامت در بهشت است. اگر این اتصال روحانی را با امام برقرار نکرد، در جهنم است. این می شود معنی نماز و صلوات.
لذا مقام صلوات با صلوات لفظی فرق دارد. اگر صلوات لفظی از مقام صلوات نشئت بگیرد خوب است. اما اگر نه ممکن است ارزشی نداشته باشد.
سه فقره در تشهد:
1. « أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلهَ إِلَّا ٱللَّه »
شهادت بر توحید است. ( توحید ربوبیت )
2. « أَشـْهـَدُ أَنَّ مـُحـَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ »
روح انسان با روح پیامبر متصل شود و ببیند که روی ایشان به سوی خداست.
3. « الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ »
حال که انسان خدا را دید، پیغمبر را هم دید، یعنی با روح خود دید که خدا همه کاره این عالم است بعد روح انسان با روح پیغمبر اتصال برقرار کرد و دید که هر موجودی که بخواهد کمالی بگیرد، از روح پیغمبر می گیرد. این حقایق را در باطن عالم یعنی ذات خدا مشاهده کرد که مسبب الاسباب است، همه کاره است «لا اله الا هو» در مرحله بعد که با پیامبر اتصال روحانی برقرار کرد و دید خداوندی که همه اسباب دست اوست، اگر بخواهد کاری کند از طریق پیغمبر می کند؛ حالا دعا می کند و می گوید: پس خدایا تو که همه کاره هستی و هرکاری که بخواهی در عالم انجام دهی از مجرای وجودی پیامبرت انجام می دهی، پس خدایا بیشتر عنایت کن بر پیامبر، بیشتر بر پیغمبر وجود ببخش که عالم آفرینش به روال خود بماند و به کمال برسد. ما هم در این عالم بتوانیم به کمال خود برسیم. ما هم بتوانیم اتصالی با روح ایشان برقرا کنیم و بگیریم.
ذکر قیام و قعود نماز:
هر رکعتی را که تمام می کنیم و می گوییم « بِحَوْلِ اللَّه وَ قُوَّتِهِ اقُومُ وَ اقْعُدُ » یعنی با قوت و قدرت خدا من پا می شوم و می نشینم. قیام و قعود عرض است. یعنی چی؟ اصل وجود من ثابت است. من یک ذات حقیقی دارم و یک سری افعال و حرکات دارم، این افعال و حرکات عرض هستند. اما علم، قدرت ، شنوا بودن، بینا بودن اینها ذاتی وجود هستند. می گوید: همین اعراض و همین قیام و قود هم به قوت و قدرت خداست. این در تکمیل توحید ربوبی است. در تکمیل « اشهد ان لا اله الا الله » است. یعنی وقتی خداوند الهی است که همه اسباب، همه آثار و خواص موجودات از اوست، حتی اعراض موجودات نیز از خداست. این که دستت را بالا ببری، پایین بیاوری، بنشینی و بایستی. خیال نکنی که ربوبیت خدا فقط این است که تو را درست کرد و بعد ولت کرد تا هر کاری که دلت می خواهد بکنی. خیر، کوچکترین حرکات انسان همه به حول و قوه خداست. این در وجود خدا در ما نفوذ دارد که پلک زدنمان نیز به حول و قوه خداست. بنابراین توحید این است که خدا را با موجودات ببینی، تکمیلیش این است : نه این که خدا را با اصل موجودات ببینی، حتی خدا را با عوارض موجودات، با حرکات . سکنات موجودات ببینی. نه این که خدا را با درخت ببین، حتی در نزد تکان خوردن شاخه درخت خدا را ببینی. نه تنها وقتی به خودم نگاه می کنم خدا را ببینم، بلکه برخواستن خود را نیز از خدا بدانم. توحید کامل یعنی این. به همان معیت قیومیه ای که جلسه قبل تقسیم کردیم. این می شود نهایت توحید و یگانه بینی. از دوگانه بینی به در می آید.
این حرف ها را غنیمت بشمارید که ممکن است در جای دیگری نشنوید. اگر قرار باشد چیزی را از این عالم به آن عالم ببریم، همین ها سرمایه ما است. این که فرمود: « اگر دو روز تو مساوی باشد ضرر کرده ای. » یعنی همین. نه این که دیروز 10 تومان داشتم امروز 20 تومان داشته باشم، این ها تساوی است. اگر یک کلمه در توحید یاد گرفتم، این سرمایه است و می توانم بگویم امروز من با دیروزم فرق داشت، الحمدالله به عمق یک آیه، به بطن یک آیه دست پیدا کردم. انسان می تواند خدا را شکر کند که امروزم با دیروزم یکسان نبود.
سلام و درود خدا بر استاد گرانقدر و عزیزانی که به هر نحوی واسطه رسیدن این فیض عظیم از این عالم وارسته به ما تشنگان حقیقت هستید.
بارها از اهل علم در باب معنی صلوات پرسیدم و آنچه امروز یافتم دستگیرم نشد.
خدا به وجود این بزرگ مرد سلامتی بدهد و همچنان انوار دانش گسترده ی خود را سخاوتمندانه بر کویر دلهای دور افتاده ی همچون منی بتاباند انشاءالله.
از مسوولین سایت هم کمال تشکر و امتنان را دارم که به این زیبایی و تکامل متن و صوت را بارگزاری میفرمایند.
تاییدات امام زمان فرا راهتان باد.
سلام، وقتتون بخیر
سلام و درود خدا بر علامه بزرگوار و تمام عزیزانی که مجرایی شدند برای انتشار این آگاهی ناب.
بنده حقیر گروهی در تلگرام بنام چله نماز ثانیه اول تشکیل داده ام.
و فایلهای علامه بزرگوار رو برای دوستان می فرستم.
امروز یکی از دوستان سوالی پرسیدند.
لطف می کنید راهنمایی بفرمایید.
در مورد این قسمت از صحبت های علامه
تفاوت نماز امام با نماز سایر موجودات :
ما که خود نمی توانیم با ذات خدا اتصال برقرار کنیم از وجود ایشان میرسد. هر چه هم از ما به خدا می رسد، از وجود ایشان می رسد. این را عنایت بفرمایید که اگر الان ما در نماز می خوانیم « اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعین » به که می گوییم؟ می گوییم: فقط تو را عبادت می کنم. ما که ارتباطمان مستقیما با خدا قطع است، در واقع این دعای من اول به وجود مقدس امام زمان (ع) وارد می شود و از وجود او به خدا وادر می شود. یا به عبارت دیگر اگر رکوع می کنم، سجده می کنم، او را رکوع و سجده می کنم. یعنی خدای همه موجودات امام زمان است. « ايْنَ التُّراب وَ رَبُّ الارْباب » ما کجا و خدا کجا؟ در هر زمانی در عالم فقط یک نفر می تواند با خدا اتصال مستقیم داشته باشد آن هم ولی همان زمان است. در زمان پیغمبر، پیغمبر. در زمان حضرت علی، حضرت علی. در زمان امام حسن، امام حسن. بقیه موجودات همه از ناحیه آن امام است که با خدا اتصال برقرار می کنند. وجودات مرتب است و روی هم چیده است. جمادات مثلا اگر سنگ می خواهد با خدا اتصال برقرار کند باید به نبات بگوید: ای نبات تو را عبادت می کنم، از تو کمک می خواهم. یک گیاه وقتی می خواهد به خدا عنایت کند، باید به طرف حیوان خود را متمایل کند و بگوید: ای حیوان ، تو را عبادت می کنم. حیوان اگر می خواهد با خدا ارتباط برقرا کند باید توجهش را به انسان منعطف کند و بگوید: ای انسان « اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعین » یعنی به عبارت دیگر نماز است. این که خدا می فرماید:
« كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ /۴۱ نور » هر موجودی می داند که نمازش چیست، همین مطلب است. نماز جمادات چیست؟ توجه وجودی به مقام بعد از خودشان که نباتات هستند، گیاهان. اگر همین را بخواهی به لفظ ترجمه کنی می شود: « بسم النبات الرحمن الرحیم » ، « الحمد النبات رب العالمین » این می شود نماز سنگ. نماز نبات، توجه وجودی اوست به سوی حیوان. اگر این نماز را به لفظ ترجمه کنی می شود : « بسم الحیوان الرحمن الرحیم » ، « الحمد الحیوان رب العالمین ». حیوان اگر بخواهد نماز بخواند، نماز او می شود توجه وجودی به انسان که مرتبه بعد از خودش است. . اگر این نماز را به لفظ ترجمه کنی می شود : « بسم الانسان الرحمن الرحیم » ، « الحمد الانسان رب العالمین ». نماز انسان، توجه به سوی موجود بالاتر از خودش است که امام است. نماز انسان، توجه وجودی انسان است به سوی امام. لذا ترجمه لفظی آن این است: « بسم الامام الرحمن الرحیم » ، « الحمد الامام رب العالمین ». امام وقتی می خواهد نماز بخواهد، می شود توجه وجودی امام به سوی خدا. اگر این نماز را به لفظ ترجمه کنی می شود : « بسم الله الرحمن الرحیم » ، « الحمد الله رب العالمین ». لذا در همه موجودات عالم ، الله چیز دیگری است. اللهی که سنگ می گوید یعنی نبات. اللهی که نبات می گوید یعنی حیوان. اللهی که حیوان می گوید یعنی انسان. اللهی که انسان می گوید یعنی امام. اللهی که امام می گوید یعنی الله. این فرق نماز امام با بقیه موجودات است. چون مقام بعد از امام دقیقا خدا است.
پسیده اند که
«من دانش آموخته دكتري عرفان هستم اصلا متوجه نميشم كه چگونه درنماز ها ارتباط با ذات خدا ميسر نيست در نماز اتفاقا ما با خود خدا ارتباط مي گيريم اينجا ذكر شده بواسطه امام زمان (ع) صورت مي پذيرد …شايد هم خوب متوجه نشدم
در مدت تحقيق و تحصيلم اصلا به همچين مواردي بر نخوردم در حالي كه هم در ارشد و هم در دكتري پايان نامه ام در مورد ائمه (ع) بوده است»
عینا از ایشون نقل قول کردم.
بسیار سپاسگزارم.
در پناه الله، هر روز توفیق الهی بیشتری در این راه نصیبتان شود.
سلام و درود خدا بر استاد گرانقدر و عزیزانی که به هر نحوی واسطه رسیدن این فیض عظیم از این عالم وارسته به ما تشنگان حقیقت هستید.
بارها از اهل علم در باب معنی صلوات پرسیدم و آنچه امروز یافتم دستگیرم نشد.
خدا به وجود این بزرگ مرد سلامتی بدهد و همچنان انوار دانش گسترده ی خود را سخاوتمندانه بر کویر دلهای دور افتاده ی همچون منی بتاباند انشاءالله.
از مسوولین سایت هم کمال تشکر و امتنان را دارم که به این زیبایی و تکامل متن و صوت را بارگزاری میفرمایند.
تاییدات امام زمان فرا راهتان باد.
سلام و سپاس از شما دوست عزیز و گرامی
سلام، وقتتون بخیر
سلام و درود خدا بر علامه بزرگوار و تمام عزیزانی که مجرایی شدند برای انتشار این آگاهی ناب.
بنده حقیر گروهی در تلگرام بنام چله نماز ثانیه اول تشکیل داده ام.
و فایلهای علامه بزرگوار رو برای دوستان می فرستم.
امروز یکی از دوستان سوالی پرسیدند.
لطف می کنید راهنمایی بفرمایید.
در مورد این قسمت از صحبت های علامه
تفاوت نماز امام با نماز سایر موجودات :
ما که خود نمی توانیم با ذات خدا اتصال برقرار کنیم از وجود ایشان میرسد. هر چه هم از ما به خدا می رسد، از وجود ایشان می رسد. این را عنایت بفرمایید که اگر الان ما در نماز می خوانیم « اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعین » به که می گوییم؟ می گوییم: فقط تو را عبادت می کنم. ما که ارتباطمان مستقیما با خدا قطع است، در واقع این دعای من اول به وجود مقدس امام زمان (ع) وارد می شود و از وجود او به خدا وادر می شود. یا به عبارت دیگر اگر رکوع می کنم، سجده می کنم، او را رکوع و سجده می کنم. یعنی خدای همه موجودات امام زمان است. « ايْنَ التُّراب وَ رَبُّ الارْباب » ما کجا و خدا کجا؟ در هر زمانی در عالم فقط یک نفر می تواند با خدا اتصال مستقیم داشته باشد آن هم ولی همان زمان است. در زمان پیغمبر، پیغمبر. در زمان حضرت علی، حضرت علی. در زمان امام حسن، امام حسن. بقیه موجودات همه از ناحیه آن امام است که با خدا اتصال برقرار می کنند. وجودات مرتب است و روی هم چیده است. جمادات مثلا اگر سنگ می خواهد با خدا اتصال برقرار کند باید به نبات بگوید: ای نبات تو را عبادت می کنم، از تو کمک می خواهم. یک گیاه وقتی می خواهد به خدا عنایت کند، باید به طرف حیوان خود را متمایل کند و بگوید: ای حیوان ، تو را عبادت می کنم. حیوان اگر می خواهد با خدا ارتباط برقرا کند باید توجهش را به انسان منعطف کند و بگوید: ای انسان « اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعین » یعنی به عبارت دیگر نماز است. این که خدا می فرماید:
« كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ /۴۱ نور » هر موجودی می داند که نمازش چیست، همین مطلب است. نماز جمادات چیست؟ توجه وجودی به مقام بعد از خودشان که نباتات هستند، گیاهان. اگر همین را بخواهی به لفظ ترجمه کنی می شود: « بسم النبات الرحمن الرحیم » ، « الحمد النبات رب العالمین » این می شود نماز سنگ. نماز نبات، توجه وجودی اوست به سوی حیوان. اگر این نماز را به لفظ ترجمه کنی می شود : « بسم الحیوان الرحمن الرحیم » ، « الحمد الحیوان رب العالمین ». حیوان اگر بخواهد نماز بخواند، نماز او می شود توجه وجودی به انسان که مرتبه بعد از خودش است. . اگر این نماز را به لفظ ترجمه کنی می شود : « بسم الانسان الرحمن الرحیم » ، « الحمد الانسان رب العالمین ». نماز انسان، توجه به سوی موجود بالاتر از خودش است که امام است. نماز انسان، توجه وجودی انسان است به سوی امام. لذا ترجمه لفظی آن این است: « بسم الامام الرحمن الرحیم » ، « الحمد الامام رب العالمین ». امام وقتی می خواهد نماز بخواهد، می شود توجه وجودی امام به سوی خدا. اگر این نماز را به لفظ ترجمه کنی می شود : « بسم الله الرحمن الرحیم » ، « الحمد الله رب العالمین ». لذا در همه موجودات عالم ، الله چیز دیگری است. اللهی که سنگ می گوید یعنی نبات. اللهی که نبات می گوید یعنی حیوان. اللهی که حیوان می گوید یعنی انسان. اللهی که انسان می گوید یعنی امام. اللهی که امام می گوید یعنی الله. این فرق نماز امام با بقیه موجودات است. چون مقام بعد از امام دقیقا خدا است.
پسیده اند که
«من دانش آموخته دكتري عرفان هستم اصلا متوجه نميشم كه چگونه درنماز ها ارتباط با ذات خدا ميسر نيست در نماز اتفاقا ما با خود خدا ارتباط مي گيريم اينجا ذكر شده بواسطه امام زمان (ع) صورت مي پذيرد …شايد هم خوب متوجه نشدم
در مدت تحقيق و تحصيلم اصلا به همچين مواردي بر نخوردم در حالي كه هم در ارشد و هم در دكتري پايان نامه ام در مورد ائمه (ع) بوده است»
عینا از ایشون نقل قول کردم.
بسیار سپاسگزارم.
در پناه الله، هر روز توفیق الهی بیشتری در این راه نصیبتان شود.
سلام وقت بخیر ممنون از شما