filter_list موضوعات search جستجو

مروج توحید

person حساب کاربری file_download اپلیکیشن

اسرار روزه جلسه یکم

اسرار روزه جلسه 1

ضیافت الله

سالک الی الله باید حرمت همه ماه ها را نگه دارد.امیدواریم ثمره این مهمانی، هدیه ای که خداوند می خواهد در این ماه به ما بدهد، فتح ابواب توحیدی و نوری باشد بر همه ما.  

ضیافت الله :
خداوند انسان را ضیافت می کند، مهمانی می کند و در این مهمانی حتما خداوند به انسان چیزی می دهد. این طور نیست که بگوید به مهمانی بیا و چیزی به انسان ندهد. آنچه خداوند می دهد ، ” روزی های معنوی” ، نورانیت ، توحید  است. این منوط به این است که ما تعلقات ظاهری را کنار بگذاریم. غذاهای ظاهری را کنار بگذاریم. تا به غذاهای باطنی و معنوی دست پیدا کنیم.

یک خصوصیت ماه رمضات ضیافت الله بودن است. یک وقت طوری نشود که انسان وارد این ماه شود و بعد آخر ماه خداوند دست خالی او را بیرون کند و بگوید به دنبال کارت برو. همین طور هم می شود خیلی از اوقات که انسان هیچ چیز از این ماه پیدا نمی کند. یک انسان محروم است! آیاتی که می فرماید « بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ /67واقعه » محرومیت از همین ها است واقعا . محرومیت از غذاهای الهی یا به اصطلاح « مادبه الله » است که انسان وارد این ماه ضیافت بشود و هیچ چیز گیر او نیاید . این محرومیت و خسارت است و الا محرومیت از مسائل مادی خیل مهم نیست.

بنابراین حال که در آستانه این ماه قرار داریم طوری شود که دست پر از آن بیرون بیاییم. و واقعا ابوابی از نورانیت ، توحید، معنویت بر روی ما باز شود و نتیجه این ماه را ببینیم. و ببینیم که خداوند در این ماه چه هدایایی را برای ما تدارک دیده و در آخر ماه با دست پر از آن بیرون رویم.

مخصوصا خود روز “عید فطر” که در روایات هست که : بنای خداوند در دو جا هست که بی حساب ببخشد .
یکی در عرفه. (که حتی می گویند اگر کافری در عرفه بیاید خداوند می بخشد . ) دیگری در روز عید فطر.
خیل باید آدم بسته ای باشد / قلب بسته ای داشته باشد که اصلا در روز عید فطر مورد بخشش قرار نگیرد. این خیلی شقاوت می خواهد . خیلی قلب بسته ای می خواهد که این جور از این ماه بیرون رود و هیچ برای او نماند الا گرسنگی و تشنگی.

لذا از همین حالا که در آستانه ورود به این ماه هسیتم، دوستان این را مورد عنایت داشته باشند که یک مراقبت خیلی کاملی نسبت به خودشان به عمل بیاورند. البته مراقبت های قهری در طول روز هست ( نمی خوریم، نمی آشامیم ) اما سایر مراقبت ها را هم مورد نظر داشته باشید. مراتب بالاتر نیز دارد که انسان اعضا و جوارحش را از گناه باز بدارد. مرتبه بالاتر نیز دارد که خیالش را از خطورات گناه یا لحو باز بدارد. مرتبه بالاتر این که قلبش را از غیر خدا باز بدارد. نگذارد هیچ چیزی غیر از خدا وارد قلب این انسان شود. ( البته این مراتب حقیقتا برای ما مشکل است . ) اما حداقل مرتبه اول و دوم و سوم را می توانید. با مراقبت از همین 3 مرتبه انسان چیزهایی را در آخر ماه به دست می آورد. به احتمال زیاد هم شاید بفهمد که چه به او دادند.  اگر مراقبت ، مراقبت درستی باشد به احتمال زیاد انسان متوجه هدایایی که در این ماه به او داده اند بشود که با چه فتوحاتی او را از این ماه خارج کرده اند.

در این ماه حداقل مرتب ذکر قلبی داشته باشید. یعنی حداقل یکی از اسماء خدا را در قلب خودتان عبور دهید. نگذارید که خیال بیکار باشد. بیکار که باشد به این طرف و آن طرف می رود و چیزهایی به هم می بافد . حداقل یکی از اسماء خدا را در خیال خود داشته باشید و روی او فکر کنید و به یاد خدا باشید .

 سعی کنید در قلب خودتان این تعلقات را کمتر کنید. مقداری روی خود کار کنید. فکر کنید که مثلا اگر خدا این مال را از من گرفت، من چکار می کنم؟ عصبانی و ناراحت می شوم یا برایم فرقی نمی کند؟ اگر ببینم واقعا ناراحت می شوم ، فکری به حال خود کنم. با فکر ، با ذکر ، غیرهایی را که در قلب ما راه پیدا کرده اند از قلب خود دور کنیم. همه اینها باعث می شود قلب، قلب آشفته ای باشد. آدم با خود فکر کند که اگر وارد مغازه شدم و دیدم همه اموالم سوخته چه حالی دارم؟ آیا می گویم خدا داده و خدا گرفته ، مهم نیست اصلا؟ امانت مال خدا بود. « المال لله و الناس عیال الله » مال ، مال خداست و انسانها روزی خور خدا هستند. بنابراین چیزی بود که خداوند به من داد و حالا از من گرفت. کسی که چیزی به امانت می دهد و آن را می گیرد ، من ناراحت می شوم ؟
اگر معانی عمیق تر در قلب ما راه پیدا کند، روی آن معانی کار کنیم، این قیمتها هم درست میشوند. ما باید بدانیم که حتی وجود ما هم امانت است. انسان روی همین خوب فکر کند و کار کند، زیاد روی آن فکر کند. گفت :
                             این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست **** روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم
اینها فهمیده اند. بالاخره مرکز اعلا در وجود انسان، روح انسان است. انسان زندگی و حیاتش، همه چیزش به روح او است. به جسم که نیست. روح، آن حقیقت وجود انسان است. پرتو ذات خدا است. باید بدانیم که این روح امانت است.  همان امانتی که خداوند فرمود « إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا / 72 احزاب » که ما امانت را به آسمان و زمین و کوه و همه اینها  عرضه کردیم، گفتیم قبول میکنید؟ هیچکدام قبول نکردند و سر باز زدند. انسان قبولش کرد.

این امانتی که خدا به ما سپرده چیست ؟
امانت هرچیزی است که برای خود انسان نیست و انسان باید در حفظ و نگهداری او کاملا کوشش کند. ( دو خصوصیت دارد) از این که می گوید : ” خداوند به انسان امانتی داد” معلوم می شود که در انسان یک مرتبه وجودی هست ، یک بعدی هست که آن بعد مال خود انسان نیست، مال خداست.  یک منطقه ای هست که او مال خودش نیست. مال خداست. و او را خیلی باید مواظبت کنیم.
این امانت چیست؟
از آیه دیگر می توان این امانت را به دست آورد که فرمود « و نفخت فیه من روحی » از اینجا معلوم می شود که خداوند روح خود را در انسان قرار داده است. معلوم می شود امانت همین است. چیزی است مال خدا  در انسان و آن روح انسان است. که در واقع روح خدا بوده که همان را در انسان امانت قرار داده است.
پس ما از معنای کلمه “امانت” به انضمام کلمه “روحی ” می توانیم بفهمیم که امانتی که خداوند در انسان گذاشت، روح انسان است. حقیقت وجود انسان است. پس روح انسان می شود امانت.

روح چیست در انسان ؟
مهم ترین و مرکزی ترین منطقه وجودی انسان است. یک وقتی است که انسان قوه بینایی / شنوایی/ دست  ندارد ولی با این حال انسان هست، اما اگر روح نداشته باشد دیگر انسان نیست.  و این روح مال ما نیست. همانی که تعبیر می کنی به “من” ، یعنی همان روح. یعنی این “من” مال من نیست. امانت است پیش من. پس از این مطالب بر می آید که حتی وجود انسان برای خودش نیست.

انسان باید با فکر زیاد این را در قلب خود نفوذ دهد که : “روح من مال من نیست. حقیقت وجود من مال من نیست.”
 اگر این را انسان توانست به خود سرایت دهد، بعد به طریق اولی می تواند این را  سرایت دهد که چیز دیگری نیز مال من نیست. وقتی اصل وجود انسان برای او نیست، فرعی ها نیز برای او نیستند. در اینجاست که واقعا قلب انسان خالی از اغیار می شود. پس چه دارم من ؟ هیچ . در اینجاست که حکمای حکمت متعالیه می گویند: « انسان فقیر نیست، فقر است. »
چون فقیر کسی است که دارای فقر است.  باید یک انسان مستقلی باشد که بگوید ” من فقر دارم ” در حالی که انسان وجود مستقلی نیست. این است که انسان بعد ثابتی ندارد. همه اش وابسته است. عمق روحش وابسته به ذات خداست.

برای تطهیر قلب انسان باید به این حقیقت برسد که ” هیچ چیز برای من نیست.

روزه واقعی = ترک
انسان ترک کند خوردن را ، آشامیدن را ، تصورات باطل را ، همه امور را . همه تعلقات قلب را.
روزه قلب این است که محبت هرچه غیر خداست از خود دور کند. تعلق هرچه غیر خداست از خود دور کند. برای این که انسان به روزه داری واقعی قلب برسد، باید این معنا را در خود محکم کند که حقیقی ترین بعد وجود من برای خدا است پس روح می شود امانت پس چیزی ندارم.

دوستان را به مراقبت خیلی قوی و دقیق سفارش میکنم . مراقبتی که بتواند در آخر ماه درخت روزه شما را به بار بنشاند. میوه دهد و میوه آن را به چشم خود ببینید و از آن بخورید.

موقعی که اذان ظهر شروع می شود ، دوستان نوافل نماز ظهر را شروع بفرمایند – 4 تا 2رکعتی – که تا موقعی که اذان تمام می شود ، نوافل هم خوانده شود. و بعد از نماز ظهر هم ، نوافل عصر را بخوانند.

نوافل نمازها تکمیل کننده نمازها هستند از این جهت مهم هستند.
نماز صبح : 2رکعت نماز نافله دارد که قبل از آن خوانده می شود.
نماز ظهر: 4رکعت نماز ظهر نافله دارد که قبل از آن خوانده می شود. 
نماز عصر: 4 رکعت نماز نافله دارد که قبل از آن خوانده میشود.
نماز مغرب : 4رکعت نماز نافله دارد که بعد از ان خوانده می شود.
نماز عشاء: 2 رکعت نافله دارد
نماز شب : 11 رکعت
اگر دوستان بتوانند در این ماه بر این نوافل مراقبت کنند چیز خوبی است.

دیدگاهِ شما
keyboard_arrow_down

3 پاسخ به “اسرار روزه جلسه یکم”

  1. mahdi گفت:

    خوب بود

  2. Arash noori گفت:

    خیلی خوب بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ضیافت الله

سالک الی الله باید حرمت همه ماه ها را نگه دارد.امیدواریم ثمره این مهمانی، هدیه ای که خداوند می خواهد در این ماه به ما بدهد، فتح ابواب توحیدی و نوری باشد بر همه ما.  

ضیافت الله :
خداوند انسان را ضیافت می کند، مهمانی می کند و در این مهمانی حتما خداوند به انسان چیزی می دهد. این طور نیست که بگوید به مهمانی بیا و چیزی به انسان ندهد. آنچه خداوند می دهد ، ” روزی های معنوی” ، نورانیت ، توحید  است. این منوط به این است که ما تعلقات ظاهری را کنار بگذاریم. غذاهای ظاهری را کنار بگذاریم. تا به غذاهای باطنی و معنوی دست پیدا کنیم.

یک خصوصیت ماه رمضات ضیافت الله بودن است. یک وقت طوری نشود که انسان وارد این ماه شود و بعد آخر ماه خداوند دست خالی او را بیرون کند و بگوید به دنبال کارت برو. همین طور هم می شود خیلی از اوقات که انسان هیچ چیز از این ماه پیدا نمی کند. یک انسان محروم است! آیاتی که می فرماید « بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ /67واقعه » محرومیت از همین ها است واقعا . محرومیت از غذاهای الهی یا به اصطلاح « مادبه الله » است که انسان وارد این ماه ضیافت بشود و هیچ چیز گیر او نیاید . این محرومیت و خسارت است و الا محرومیت از مسائل مادی خیل مهم نیست.

بنابراین حال که در آستانه این ماه قرار داریم طوری شود که دست پر از آن بیرون بیاییم. و واقعا ابوابی از نورانیت ، توحید، معنویت بر روی ما باز شود و نتیجه این ماه را ببینیم. و ببینیم که خداوند در این ماه چه هدایایی را برای ما تدارک دیده و در آخر ماه با دست پر از آن بیرون رویم.

مخصوصا خود روز “عید فطر” که در روایات هست که : بنای خداوند در دو جا هست که بی حساب ببخشد .
یکی در عرفه. (که حتی می گویند اگر کافری در عرفه بیاید خداوند می بخشد . ) دیگری در روز عید فطر.
خیل باید آدم بسته ای باشد / قلب بسته ای داشته باشد که اصلا در روز عید فطر مورد بخشش قرار نگیرد. این خیلی شقاوت می خواهد . خیلی قلب بسته ای می خواهد که این جور از این ماه بیرون رود و هیچ برای او نماند الا گرسنگی و تشنگی.

لذا از همین حالا که در آستانه ورود به این ماه هسیتم، دوستان این را مورد عنایت داشته باشند که یک مراقبت خیلی کاملی نسبت به خودشان به عمل بیاورند. البته مراقبت های قهری در طول روز هست ( نمی خوریم، نمی آشامیم ) اما سایر مراقبت ها را هم مورد نظر داشته باشید. مراتب بالاتر نیز دارد که انسان اعضا و جوارحش را از گناه باز بدارد. مرتبه بالاتر نیز دارد که خیالش را از خطورات گناه یا لحو باز بدارد. مرتبه بالاتر این که قلبش را از غیر خدا باز بدارد. نگذارد هیچ چیزی غیر از خدا وارد قلب این انسان شود. ( البته این مراتب حقیقتا برای ما مشکل است . ) اما حداقل مرتبه اول و دوم و سوم را می توانید. با مراقبت از همین 3 مرتبه انسان چیزهایی را در آخر ماه به دست می آورد. به احتمال زیاد هم شاید بفهمد که چه به او دادند.  اگر مراقبت ، مراقبت درستی باشد به احتمال زیاد انسان متوجه هدایایی که در این ماه به او داده اند بشود که با چه فتوحاتی او را از این ماه خارج کرده اند.

در این ماه حداقل مرتب ذکر قلبی داشته باشید. یعنی حداقل یکی از اسماء خدا را در قلب خودتان عبور دهید. نگذارید که خیال بیکار باشد. بیکار که باشد به این طرف و آن طرف می رود و چیزهایی به هم می بافد . حداقل یکی از اسماء خدا را در خیال خود داشته باشید و روی او فکر کنید و به یاد خدا باشید .

 سعی کنید در قلب خودتان این تعلقات را کمتر کنید. مقداری روی خود کار کنید. فکر کنید که مثلا اگر خدا این مال را از من گرفت، من چکار می کنم؟ عصبانی و ناراحت می شوم یا برایم فرقی نمی کند؟ اگر ببینم واقعا ناراحت می شوم ، فکری به حال خود کنم. با فکر ، با ذکر ، غیرهایی را که در قلب ما راه پیدا کرده اند از قلب خود دور کنیم. همه اینها باعث می شود قلب، قلب آشفته ای باشد. آدم با خود فکر کند که اگر وارد مغازه شدم و دیدم همه اموالم سوخته چه حالی دارم؟ آیا می گویم خدا داده و خدا گرفته ، مهم نیست اصلا؟ امانت مال خدا بود. « المال لله و الناس عیال الله » مال ، مال خداست و انسانها روزی خور خدا هستند. بنابراین چیزی بود که خداوند به من داد و حالا از من گرفت. کسی که چیزی به امانت می دهد و آن را می گیرد ، من ناراحت می شوم ؟
اگر معانی عمیق تر در قلب ما راه پیدا کند، روی آن معانی کار کنیم، این قیمتها هم درست میشوند. ما باید بدانیم که حتی وجود ما هم امانت است. انسان روی همین خوب فکر کند و کار کند، زیاد روی آن فکر کند. گفت :
                             این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست **** روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم
اینها فهمیده اند. بالاخره مرکز اعلا در وجود انسان، روح انسان است. انسان زندگی و حیاتش، همه چیزش به روح او است. به جسم که نیست. روح، آن حقیقت وجود انسان است. پرتو ذات خدا است. باید بدانیم که این روح امانت است.  همان امانتی که خداوند فرمود « إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا / 72 احزاب » که ما امانت را به آسمان و زمین و کوه و همه اینها  عرضه کردیم، گفتیم قبول میکنید؟ هیچکدام قبول نکردند و سر باز زدند. انسان قبولش کرد.

این امانتی که خدا به ما سپرده چیست ؟
امانت هرچیزی است که برای خود انسان نیست و انسان باید در حفظ و نگهداری او کاملا کوشش کند. ( دو خصوصیت دارد) از این که می گوید : ” خداوند به انسان امانتی داد” معلوم می شود که در انسان یک مرتبه وجودی هست ، یک بعدی هست که آن بعد مال خود انسان نیست، مال خداست.  یک منطقه ای هست که او مال خودش نیست. مال خداست. و او را خیلی باید مواظبت کنیم.
این امانت چیست؟
از آیه دیگر می توان این امانت را به دست آورد که فرمود « و نفخت فیه من روحی » از اینجا معلوم می شود که خداوند روح خود را در انسان قرار داده است. معلوم می شود امانت همین است. چیزی است مال خدا  در انسان و آن روح انسان است. که در واقع روح خدا بوده که همان را در انسان امانت قرار داده است.
پس ما از معنای کلمه “امانت” به انضمام کلمه “روحی ” می توانیم بفهمیم که امانتی که خداوند در انسان گذاشت، روح انسان است. حقیقت وجود انسان است. پس روح انسان می شود امانت.

روح چیست در انسان ؟
مهم ترین و مرکزی ترین منطقه وجودی انسان است. یک وقتی است که انسان قوه بینایی / شنوایی/ دست  ندارد ولی با این حال انسان هست، اما اگر روح نداشته باشد دیگر انسان نیست.  و این روح مال ما نیست. همانی که تعبیر می کنی به “من” ، یعنی همان روح. یعنی این “من” مال من نیست. امانت است پیش من. پس از این مطالب بر می آید که حتی وجود انسان برای خودش نیست.

انسان باید با فکر زیاد این را در قلب خود نفوذ دهد که : “روح من مال من نیست. حقیقت وجود من مال من نیست.”
 اگر این را انسان توانست به خود سرایت دهد، بعد به طریق اولی می تواند این را  سرایت دهد که چیز دیگری نیز مال من نیست. وقتی اصل وجود انسان برای او نیست، فرعی ها نیز برای او نیستند. در اینجاست که واقعا قلب انسان خالی از اغیار می شود. پس چه دارم من ؟ هیچ . در اینجاست که حکمای حکمت متعالیه می گویند: « انسان فقیر نیست، فقر است. »
چون فقیر کسی است که دارای فقر است.  باید یک انسان مستقلی باشد که بگوید ” من فقر دارم ” در حالی که انسان وجود مستقلی نیست. این است که انسان بعد ثابتی ندارد. همه اش وابسته است. عمق روحش وابسته به ذات خداست.

برای تطهیر قلب انسان باید به این حقیقت برسد که ” هیچ چیز برای من نیست.

روزه واقعی = ترک
انسان ترک کند خوردن را ، آشامیدن را ، تصورات باطل را ، همه امور را . همه تعلقات قلب را.
روزه قلب این است که محبت هرچه غیر خداست از خود دور کند. تعلق هرچه غیر خداست از خود دور کند. برای این که انسان به روزه داری واقعی قلب برسد، باید این معنا را در خود محکم کند که حقیقی ترین بعد وجود من برای خدا است پس روح می شود امانت پس چیزی ندارم.

دوستان را به مراقبت خیلی قوی و دقیق سفارش میکنم . مراقبتی که بتواند در آخر ماه درخت روزه شما را به بار بنشاند. میوه دهد و میوه آن را به چشم خود ببینید و از آن بخورید.

موقعی که اذان ظهر شروع می شود ، دوستان نوافل نماز ظهر را شروع بفرمایند – 4 تا 2رکعتی – که تا موقعی که اذان تمام می شود ، نوافل هم خوانده شود. و بعد از نماز ظهر هم ، نوافل عصر را بخوانند.

نوافل نمازها تکمیل کننده نمازها هستند از این جهت مهم هستند.
نماز صبح : 2رکعت نماز نافله دارد که قبل از آن خوانده می شود.
نماز ظهر: 4رکعت نماز ظهر نافله دارد که قبل از آن خوانده می شود. 
نماز عصر: 4 رکعت نماز نافله دارد که قبل از آن خوانده میشود.
نماز مغرب : 4رکعت نماز نافله دارد که بعد از ان خوانده می شود.
نماز عشاء: 2 رکعت نافله دارد
نماز شب : 11 رکعت
اگر دوستان بتوانند در این ماه بر این نوافل مراقبت کنند چیز خوبی است.

دیدگاهِ شما
keyboard_arrow_down

3 پاسخ به “اسرار روزه جلسه یکم”

  1. mahdi گفت:

    خوب بود

  2. Arash noori گفت:

    خیلی خوب بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *