filter_list موضوعات search جستجو

مروج توحید

person حساب کاربری file_download اپلیکیشن

اسرار روزه جلسه دوم

اسرار روزه جلسه 2

در باب نیت و عمل صالح

« الاعمال بالنیات » خداوند در قیامت به نیات نگاه می کند نه عمل . درست است که عمل خیلی نقش دارد. فرمود : « و العمل الصالح یرفع » عمل صالح روح را بالا می برد. عمل خیلی موثر است. به هرحال نیت خیلی مهم تر از عمل است.

در اهمیت نیت :
اگر کسی در ماه رمضان نیت جَذم کرد که بروم و آب بخورم در بین روز، رفت و پشیمان شد، روزه او باطل است.
در این زمینه روایت نیز زیاد داریم. خود نیت بر قلب تاثیر می گذارد و مانع از حرکت انسان به سوی خدا هست.

کسی که نمی تواند روزه بگیرد و در قلب خود سوز دارد که از این عمل محروم مانده، همین غم می تواند جای عمل را برای او بگیرد و پاداش همان عمل را در پرونده انسان ثبت کند. این است که امام صادق(ع) فرمودند: « نیت خودش عمل است.»

عمل 2 جور است :
1. جوارحی : با اعضای بدن انجام می دهد.
2. جوانحی : قلبی .

نیت ، عمل قلبی است. فکر کردن عمل عقلی است . خیال کردن عمل خیالی است. گمان نکنیم عمل ، فقط عمل جوارحی هست.

روایت معروفی را علمای اخلاق مطرح کرده اند. حدیث قدسی است که خداوند فرمود: « روزه برای من است و من جزای روزه هستم » یعنی من خودم را به عنوان پاداش و جزا به روزه دار می دهم. و یا « خودم به روزه دار پاداش می دهم. » در هر دو حال معلوم می شود که روزه از بزم سنگینی برخوردار است که به هرحال طرف حساب انسان خود خدا است. تفاسیر زیادی از این روایت شده است:
وجه ظاهری :
در سایر اعمال/ عبادات فعل است و ممکن است خالی از ریا نباشد ( نماز – حج ) اما در روزه ترک است. یعنی در حال عبادت هست اما کسی نمی فهمد که او عبادت می کند.

عبادت = سیر روح به سوی خدا
انسان از صبح تا به غروب که روزه است، روح در سیر عبودی / جوهری است.

وجه دیگر :
چون روزه بر مبنای ترک است ، انسان چیزهایی را که دوست دارد ترک می کند. مثل : خوردن ، آشامیدن، لذت های جنسی . در اصطلاح می گویند انسان شهوات را ترک می کند.

شهوت = اشتها شدید

نکته ای از عرفا ( عبدالکریم جیلی در یکی از مقالات ):
« ترک آشامیدن برای سالک خیلی سریع تر انسان را به خدا می رساند تا ترک خوردن. » ترک آشامیدن خیلی سخت تر از ترک خوردن است. انسان آب نخورد، زودتر می میرد تا غذا نخورد. لذا این مطلب را می گویند. البته یک سری ها خیلی سخت گرفته اند و به شاگردان خود دستور می دادند آب نخورند و از رطوبت موجود در غذاها استفاده کنند. ولی ما فقط اینها را می گوییم . اصل حرف درست است. ترک خوردن آب برای شکستن حیوانیت موثرتر است از  ترک خوردن. ولی به هرحال انسان سعی کند به حد نیاز آشامیدن داشته باشد. – حتی در ماه های غیر از ماه مبارک – روزه در تابستان خیلی در شکستن حیوانیت نفس اثر دارد. منتهی به شرطی که جوری نباشد که انسان در بیشتر طول روز بخوابد. طوری باشد که متوجه این عطش بشود. جهاد با نفس همین است: انسان متوجه شود من گرسنه هستم، تشنه هستم و باید این را تحمل کنم. تحملش مهم است. اراده ، صبر ، روح را قوی می کند. لذا امام محمد غزالی در  ” احیا العلوم ” این را می گوید:  « انسان روزه دار بیشتر روز را نخوابد. »  یا مثلا اگر در گرماست خود را به سرما برساند و برعکس. تحمل خیلی تاثیر دارد در انسان.
انقطاع انسان از شهواتش در روزه مهم است. تا زمانی که انسان از شهوات خود منقطع نشود ، نمی تواند به خدا برسد.

رسیدن به خدا = قطع از خود : این خود باید از بین برود. حجاب است .
                                                      تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

انقطاع در عربی 2جور استعمال می شود:  در زیارت شعبانیه « حبلی کمال الانقطاع الیک »

انقطاع
( عربی)
انقطاع من النفس   : بریدن از شهوات
انقطاع الی الله : انسان فقط و فقط متصل به خدا شود.

لذا خیلی از بزرگان بوده اند که در راه انقطاع نفس زحمت ها کشیده اند. انسان تا از حیوانیتش نگذرد به خدا نمیرسد. قرآن می فرماید: « وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ /179 اعراف » – ما خیلی از جن و انس را برای جهنم آفریدیم. چرا؟ « لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا » – چشم دارند و لی حقیقت را نمی بینند، گوش دارند حقیقت را نمی شنوند، قلب دارند باطن حقیقت را نمی فهمند. فقط ظاهر را می بینند. و باز در ادامه فرمود: « أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ  أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ  » پس 4 خصوصیت برای انها نقل کرده است :
1. برای جهنم خلق شدند 2. حیوانند 3.از حیوان پست ترند 4 .غافل اند. اینها کسانی هستند که مجاری قلبشان باز نشده.

هدف از عبادت : باز شدن مجاری قلب.
وقتی انسان در ماه مبارک روزه میگیرد، باید در پایان آن آثار روزه را در خود ببیند. باید صدای تسبیح موجودات را بشنود، گوش دیگرش باز شده باشد. باید صفوف ملائکه را که در حال تسبیح خداوند هستند ببیند. ما روزه می گیریم و در جا می زنیم. پس چه فایده از این روزه؟!                     یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید ***  یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

در صحرای عرفات که اولیا خدا جمع اند، امام زمان در آنجا هستند.ابدال، اوتاد، حضرت خضر ، ادریس ، عیسی ، پس چه می شود؟ چرا ما از همه اینها محرومیم؟ چرا به حقایق توحیدی نائل نمی شویم؟ به حج رفتیم و آمدیم و هیچ. خسارت واقعی در اینجاست.

 عبادت سیر روحانی است. سیر با مشاهده همراه است. اگر واقعا در طی عبادت روح بالا می رود، ما چه می بینم الان؟ هیچی نمی بینیم. محرومیت این است. معلوم می شود در عبادات ما روح سیری ندارد. حرکت با مشاهده همراه است. اگر شما از اینجا به کوچه بروید چیزهایی را می بینید. فرمود: « إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ  / 10فاطر» روح پاک انسانی قدرت صعود به سوی خدا را دارد. چه چیز آن را بالا میبرد؟ عمل صالح. نسبت عمل و روح مانند نسبت هواپیما و موتورهای هواپیما هستند. هر دو باید سالم باشند. روح می تواند بالا رود منتهی چه چیز آن را بالا می برد؟ عمل صالح که به آن “عبادت” می گوییم.

عبادات / عمل صالح می توانند روح را بالا ببرند.
اگر روح به بالا می رود، پس حتما انسان باید در سیر روح چیزهایی را مشاهده کند. حتما. ولی چرا ما مشاهده نمیکنیم؟ چرا وقتی که نماز می خوانیم از ابتدا تا به آخر هیچ چیز نمی بینیم؟ روح سیر ملکوتی می کند چرا که جنس خودش ملکوتی است. اگر روح من راه افتاده در هنگام نماز به بالا می رود، پس چرا من چیزی از عالم ملکوت مشاهده نمی کنم؟
روح پیغمبر در معراج که بالا رفت، پیغمبر آسمان اول ، دوم ، سوم ، همه را دید. چطور ما نمی بینیم؟ چطور می شود که از اول تا به آخر ماه را روزه می گیریم و  مجاری ادراکی قلبی باز نمی شود؟ حج می رویم و می آییم و هیچ چیز نمی شود. سر آن در چیست ؟ 
روح یک روح معیوب است . نمی تواند به بالا رود . چرا؟ از بس که این روح در زیر رسوبات و خاروخاشاک دنیایی مانده، راهش برای حرکت به سوی بالا باز نیست، سد دارد. منع دارد. لذا فرمود « إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ /10فاطر» – کلمه طیبه می تواند بالا رود.

 روح = کلمه . البته در قرآن می فرماید: « حضرت عیسی کلمه خدا و روح خداست » . در اینجا یعنی روح انسان بالا می رود ، به شرطی که طیب باشد. پاک، صاف باشد.هیچ مانعی نداشته باشد. همین نیت دنیا روح را خراب می کند.

نیت های ما از صبح که بیدار می شویم دنیا است. تمام این نیت ها در ما تاثیر دارد. بنابراین :
1.روح، روح طیب نیست.
2.عمل هم ، عمل صالح نیست.

عمل صالح یعنی چه؟
مثلا موتور هواپیما باید صلاحیت داشته باشد که هواپیما را بالا برد. حالا فرض کنید به هواپیمایی که به موتور پرقدرت نیاز دارد، موتوری کوچکتر بر روی آن نصب کنیم. نمی تواند آن را بالا ببرد. همین طور عمل ما خراب است. همین که انسان سهوا هم مال حرام بخورد، تاثیر میکند. حق الناس ، مال شبهه،  مال خدا ، همه اموال ما با هم قاطی شده است. ( الان مردم به هرحال محتاج بانک هستند، همه با بانکها سر و کار دارند. خیلی از پولهایی که مردم در بانک می گذارند درست نیست ، خیلی هایش حرام است. )

این است که امکان ندارد یقینا از حرام پرهیز کنیم. حداقل 2کار را می توانیم انجام دهیم:
1. از حرام بین پرهیز کنیم. ( بدانیم که این معامله حرام است به دنبال آن نرویم. )
2. در جایی که شبهه داریم ، پرهیز کنیم.
نگویید اگر بخواهم پرهیز کنم، پس از کجا بیاورم؟ توکلاتان را بر خدا بگذارید. روزی ما از ناحیه مشتری نیست که اگر او را پس بزنم،  پس از کجا بخورم؟ رزق ما را خدا می دهد. رزق دست خداست. همین که ما یقین به خدا نداریم بدترین عامل است برای درجا زدن ما که روح بالا نرود. چرا مردم مغازه هایشان را دکور می کنند؟ جذب مشتری . فکر می کنند رزق دست مشتری است. اینها چیزهایی است که  باعث می شود عبادات تاثیر نکند و روح بالا نرود. اینها مشکلات ما است. که ما به خدا بی اطمینان هستیم . البته زبانا می گوییم که روزی دست خدا است.
نکته ای به دوستان ” اگر کسب و کاری دارید و جنسی را نسیه دادید و یا قرضی دادید ، همان موقع که آن را می دهید نیتتان بر این باشد که اگر نداد من راضی هستم. به او نگویید ولی در دل نیت کنید. این خلاف مروت است که او را در قیامت به خاطر من ناچیز نگه دارند. اینها را می گویند مروت ، مردانگی، جوانمردی. یا کسی ناسزایی به شما گفت ، ناحقی در حق شما مرتکب شد ، سعی کنید اینها را همان جا فوری راضی شوید. او می داند و خدا ، پای من وسط نباشد. اینها خیلی تاثیر دارد. بزرگان ما ، انبیا ما ، هیچگاه با دشمنان خودشان به نحو انتقام رفتار نمی کردند. وقتی بعد از واقعه عاشورا مردم مدینه انقلابی کردند و مدینه را از بنی امیه گرفتند،- البته بعد از طرف یزید سرکوب شد،- مروان حاکم شهر بود. 400 نفر از بنی امیه را دستگیر کردند و جایی برای نگه داشتن آنها نداشتند. خانه خود مروان بزرگ بود . مردم به او 3 روز فرصت دادند تا خانواده خود را از آنجا بیرون برد. مردم می ترسیدند و به او جایی نمی دادند. مروان ادم خبیثی بود که وقتی خبر کربلا رسید، به طرف قبر پیامبر اکرم رفت و گفت : دیدی رسول خدا که چه طور خدا انتقام ما را از اولاد شما گرفت؟ زمانی که هنوز به دنیا نیامده بود ، پیغمبر او را لعنت کرده بود. و بسیار تاثیر داشت در امدن سلسه بنی امیه بر روی کار. امام  سجاد (ع) اما به خانواده او پناه دادند.  

دیدگاهِ شما
keyboard_arrow_down

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در باب نیت و عمل صالح

« الاعمال بالنیات » خداوند در قیامت به نیات نگاه می کند نه عمل . درست است که عمل خیلی نقش دارد. فرمود : « و العمل الصالح یرفع » عمل صالح روح را بالا می برد. عمل خیلی موثر است. به هرحال نیت خیلی مهم تر از عمل است.

در اهمیت نیت :
اگر کسی در ماه رمضان نیت جَذم کرد که بروم و آب بخورم در بین روز، رفت و پشیمان شد، روزه او باطل است.
در این زمینه روایت نیز زیاد داریم. خود نیت بر قلب تاثیر می گذارد و مانع از حرکت انسان به سوی خدا هست.

کسی که نمی تواند روزه بگیرد و در قلب خود سوز دارد که از این عمل محروم مانده، همین غم می تواند جای عمل را برای او بگیرد و پاداش همان عمل را در پرونده انسان ثبت کند. این است که امام صادق(ع) فرمودند: « نیت خودش عمل است.»

عمل 2 جور است :
1. جوارحی : با اعضای بدن انجام می دهد.
2. جوانحی : قلبی .

نیت ، عمل قلبی است. فکر کردن عمل عقلی است . خیال کردن عمل خیالی است. گمان نکنیم عمل ، فقط عمل جوارحی هست.

روایت معروفی را علمای اخلاق مطرح کرده اند. حدیث قدسی است که خداوند فرمود: « روزه برای من است و من جزای روزه هستم » یعنی من خودم را به عنوان پاداش و جزا به روزه دار می دهم. و یا « خودم به روزه دار پاداش می دهم. » در هر دو حال معلوم می شود که روزه از بزم سنگینی برخوردار است که به هرحال طرف حساب انسان خود خدا است. تفاسیر زیادی از این روایت شده است:
وجه ظاهری :
در سایر اعمال/ عبادات فعل است و ممکن است خالی از ریا نباشد ( نماز – حج ) اما در روزه ترک است. یعنی در حال عبادت هست اما کسی نمی فهمد که او عبادت می کند.

عبادت = سیر روح به سوی خدا
انسان از صبح تا به غروب که روزه است، روح در سیر عبودی / جوهری است.

وجه دیگر :
چون روزه بر مبنای ترک است ، انسان چیزهایی را که دوست دارد ترک می کند. مثل : خوردن ، آشامیدن، لذت های جنسی . در اصطلاح می گویند انسان شهوات را ترک می کند.

شهوت = اشتها شدید

نکته ای از عرفا ( عبدالکریم جیلی در یکی از مقالات ):
« ترک آشامیدن برای سالک خیلی سریع تر انسان را به خدا می رساند تا ترک خوردن. » ترک آشامیدن خیلی سخت تر از ترک خوردن است. انسان آب نخورد، زودتر می میرد تا غذا نخورد. لذا این مطلب را می گویند. البته یک سری ها خیلی سخت گرفته اند و به شاگردان خود دستور می دادند آب نخورند و از رطوبت موجود در غذاها استفاده کنند. ولی ما فقط اینها را می گوییم . اصل حرف درست است. ترک خوردن آب برای شکستن حیوانیت موثرتر است از  ترک خوردن. ولی به هرحال انسان سعی کند به حد نیاز آشامیدن داشته باشد. – حتی در ماه های غیر از ماه مبارک – روزه در تابستان خیلی در شکستن حیوانیت نفس اثر دارد. منتهی به شرطی که جوری نباشد که انسان در بیشتر طول روز بخوابد. طوری باشد که متوجه این عطش بشود. جهاد با نفس همین است: انسان متوجه شود من گرسنه هستم، تشنه هستم و باید این را تحمل کنم. تحملش مهم است. اراده ، صبر ، روح را قوی می کند. لذا امام محمد غزالی در  ” احیا العلوم ” این را می گوید:  « انسان روزه دار بیشتر روز را نخوابد. »  یا مثلا اگر در گرماست خود را به سرما برساند و برعکس. تحمل خیلی تاثیر دارد در انسان.
انقطاع انسان از شهواتش در روزه مهم است. تا زمانی که انسان از شهوات خود منقطع نشود ، نمی تواند به خدا برسد.

رسیدن به خدا = قطع از خود : این خود باید از بین برود. حجاب است .
                                                      تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

انقطاع در عربی 2جور استعمال می شود:  در زیارت شعبانیه « حبلی کمال الانقطاع الیک »

انقطاع
( عربی)
انقطاع من النفس   : بریدن از شهوات
انقطاع الی الله : انسان فقط و فقط متصل به خدا شود.

لذا خیلی از بزرگان بوده اند که در راه انقطاع نفس زحمت ها کشیده اند. انسان تا از حیوانیتش نگذرد به خدا نمیرسد. قرآن می فرماید: « وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ /179 اعراف » – ما خیلی از جن و انس را برای جهنم آفریدیم. چرا؟ « لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا » – چشم دارند و لی حقیقت را نمی بینند، گوش دارند حقیقت را نمی شنوند، قلب دارند باطن حقیقت را نمی فهمند. فقط ظاهر را می بینند. و باز در ادامه فرمود: « أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ  أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ  » پس 4 خصوصیت برای انها نقل کرده است :
1. برای جهنم خلق شدند 2. حیوانند 3.از حیوان پست ترند 4 .غافل اند. اینها کسانی هستند که مجاری قلبشان باز نشده.

هدف از عبادت : باز شدن مجاری قلب.
وقتی انسان در ماه مبارک روزه میگیرد، باید در پایان آن آثار روزه را در خود ببیند. باید صدای تسبیح موجودات را بشنود، گوش دیگرش باز شده باشد. باید صفوف ملائکه را که در حال تسبیح خداوند هستند ببیند. ما روزه می گیریم و در جا می زنیم. پس چه فایده از این روزه؟!                     یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید ***  یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

در صحرای عرفات که اولیا خدا جمع اند، امام زمان در آنجا هستند.ابدال، اوتاد، حضرت خضر ، ادریس ، عیسی ، پس چه می شود؟ چرا ما از همه اینها محرومیم؟ چرا به حقایق توحیدی نائل نمی شویم؟ به حج رفتیم و آمدیم و هیچ. خسارت واقعی در اینجاست.

 عبادت سیر روحانی است. سیر با مشاهده همراه است. اگر واقعا در طی عبادت روح بالا می رود، ما چه می بینم الان؟ هیچی نمی بینیم. محرومیت این است. معلوم می شود در عبادات ما روح سیری ندارد. حرکت با مشاهده همراه است. اگر شما از اینجا به کوچه بروید چیزهایی را می بینید. فرمود: « إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ  / 10فاطر» روح پاک انسانی قدرت صعود به سوی خدا را دارد. چه چیز آن را بالا میبرد؟ عمل صالح. نسبت عمل و روح مانند نسبت هواپیما و موتورهای هواپیما هستند. هر دو باید سالم باشند. روح می تواند بالا رود منتهی چه چیز آن را بالا می برد؟ عمل صالح که به آن “عبادت” می گوییم.

عبادات / عمل صالح می توانند روح را بالا ببرند.
اگر روح به بالا می رود، پس حتما انسان باید در سیر روح چیزهایی را مشاهده کند. حتما. ولی چرا ما مشاهده نمیکنیم؟ چرا وقتی که نماز می خوانیم از ابتدا تا به آخر هیچ چیز نمی بینیم؟ روح سیر ملکوتی می کند چرا که جنس خودش ملکوتی است. اگر روح من راه افتاده در هنگام نماز به بالا می رود، پس چرا من چیزی از عالم ملکوت مشاهده نمی کنم؟
روح پیغمبر در معراج که بالا رفت، پیغمبر آسمان اول ، دوم ، سوم ، همه را دید. چطور ما نمی بینیم؟ چطور می شود که از اول تا به آخر ماه را روزه می گیریم و  مجاری ادراکی قلبی باز نمی شود؟ حج می رویم و می آییم و هیچ چیز نمی شود. سر آن در چیست ؟ 
روح یک روح معیوب است . نمی تواند به بالا رود . چرا؟ از بس که این روح در زیر رسوبات و خاروخاشاک دنیایی مانده، راهش برای حرکت به سوی بالا باز نیست، سد دارد. منع دارد. لذا فرمود « إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ /10فاطر» – کلمه طیبه می تواند بالا رود.

 روح = کلمه . البته در قرآن می فرماید: « حضرت عیسی کلمه خدا و روح خداست » . در اینجا یعنی روح انسان بالا می رود ، به شرطی که طیب باشد. پاک، صاف باشد.هیچ مانعی نداشته باشد. همین نیت دنیا روح را خراب می کند.

نیت های ما از صبح که بیدار می شویم دنیا است. تمام این نیت ها در ما تاثیر دارد. بنابراین :
1.روح، روح طیب نیست.
2.عمل هم ، عمل صالح نیست.

عمل صالح یعنی چه؟
مثلا موتور هواپیما باید صلاحیت داشته باشد که هواپیما را بالا برد. حالا فرض کنید به هواپیمایی که به موتور پرقدرت نیاز دارد، موتوری کوچکتر بر روی آن نصب کنیم. نمی تواند آن را بالا ببرد. همین طور عمل ما خراب است. همین که انسان سهوا هم مال حرام بخورد، تاثیر میکند. حق الناس ، مال شبهه،  مال خدا ، همه اموال ما با هم قاطی شده است. ( الان مردم به هرحال محتاج بانک هستند، همه با بانکها سر و کار دارند. خیلی از پولهایی که مردم در بانک می گذارند درست نیست ، خیلی هایش حرام است. )

این است که امکان ندارد یقینا از حرام پرهیز کنیم. حداقل 2کار را می توانیم انجام دهیم:
1. از حرام بین پرهیز کنیم. ( بدانیم که این معامله حرام است به دنبال آن نرویم. )
2. در جایی که شبهه داریم ، پرهیز کنیم.
نگویید اگر بخواهم پرهیز کنم، پس از کجا بیاورم؟ توکلاتان را بر خدا بگذارید. روزی ما از ناحیه مشتری نیست که اگر او را پس بزنم،  پس از کجا بخورم؟ رزق ما را خدا می دهد. رزق دست خداست. همین که ما یقین به خدا نداریم بدترین عامل است برای درجا زدن ما که روح بالا نرود. چرا مردم مغازه هایشان را دکور می کنند؟ جذب مشتری . فکر می کنند رزق دست مشتری است. اینها چیزهایی است که  باعث می شود عبادات تاثیر نکند و روح بالا نرود. اینها مشکلات ما است. که ما به خدا بی اطمینان هستیم . البته زبانا می گوییم که روزی دست خدا است.
نکته ای به دوستان ” اگر کسب و کاری دارید و جنسی را نسیه دادید و یا قرضی دادید ، همان موقع که آن را می دهید نیتتان بر این باشد که اگر نداد من راضی هستم. به او نگویید ولی در دل نیت کنید. این خلاف مروت است که او را در قیامت به خاطر من ناچیز نگه دارند. اینها را می گویند مروت ، مردانگی، جوانمردی. یا کسی ناسزایی به شما گفت ، ناحقی در حق شما مرتکب شد ، سعی کنید اینها را همان جا فوری راضی شوید. او می داند و خدا ، پای من وسط نباشد. اینها خیلی تاثیر دارد. بزرگان ما ، انبیا ما ، هیچگاه با دشمنان خودشان به نحو انتقام رفتار نمی کردند. وقتی بعد از واقعه عاشورا مردم مدینه انقلابی کردند و مدینه را از بنی امیه گرفتند،- البته بعد از طرف یزید سرکوب شد،- مروان حاکم شهر بود. 400 نفر از بنی امیه را دستگیر کردند و جایی برای نگه داشتن آنها نداشتند. خانه خود مروان بزرگ بود . مردم به او 3 روز فرصت دادند تا خانواده خود را از آنجا بیرون برد. مردم می ترسیدند و به او جایی نمی دادند. مروان ادم خبیثی بود که وقتی خبر کربلا رسید، به طرف قبر پیامبر اکرم رفت و گفت : دیدی رسول خدا که چه طور خدا انتقام ما را از اولاد شما گرفت؟ زمانی که هنوز به دنیا نیامده بود ، پیغمبر او را لعنت کرده بود. و بسیار تاثیر داشت در امدن سلسه بنی امیه بر روی کار. امام  سجاد (ع) اما به خانواده او پناه دادند.  

دیدگاهِ شما
keyboard_arrow_down

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *