filter_list موضوعات search جستجو

مروج توحید

person حساب کاربری file_download اپلیکیشن

اسرار روزه جلسه بیستم

اسرار روزه جلسه 20

در باب مقام قرب

از جمله روایات معراج هست که باز خداوند به رسول گرامی خود می فرماید : « ای احمد! قسم به عزت و جلال خودم که نیست اول عبادت عباد و توبه ایشان و قرب ایشان مگر روزه و گرسنگی و سکوت طولانی و انفراد از مردم »
 یعنی اگر کسی می خواهد به آن 3 مقام دست پیدا کند باید این 4 عمل را انجام دهد. یعنی اگر کسی بخواهد به مقام عبادت ، مقام توبه ، مقام قرب دست پیدا کند که اصول و کلیات همینها هستند ، انسان سیر عبودی را به سوی خدا آغاز کند، روحش به سوی خدا به پرواز در آید.
حقیقت عبادت همین است. اصل عبادت نماز خواندن نیست، بلکه حرکت روح است به سوی خدا. عروج است. آن معراج روحانی انسان به سوی خدا در واقع عبادت است. نماز و روزه آن نور را بالا می برند. مانند موتورهای هواپیما هستند که آن را بالا می برند. لذا اگر کسی نماز میخواند و روح او در طبیعت ایستاده، عابد نیست.

توبه یعنی این که همین که در طبیعت می رود ، میخواهد برگردد. برگردد و بگوید خدایا میخواهم به سوی تو بیایم. از دنیابه سوی خدا باز گردد. تحقیقا مهم ترین وظیفه انسان همین است ” بازگشت به سوی خدا ” یقظه ای که می گویند همین است یعنی انسان از خواب بیدار شود و ببیند که در بیایان دنیا پیش روی می کرده . توبه / بازگشت به خدا اصلی ترین کاری است که سالک باید انجام دهد . مادامی که انسان در دنیا پیش می رود، پشت به خدا حرکت میکند .

توبه :
توقف و برگرداندن قلب به سوی خدا.
اگر کسی به مقام توبه برسد خیلی مهم است. بگوید که اگر به سمت مغازه و کار دنیا هم میروم برای این است که به وسیله همین ها به سوی تو آیم. می خواهم جوری از دنیا استفاده کنم که به تو برسم. مهم است که انسان به مقام توبه به معنای بازگشت قلبی برسد. علامت بازگشت قلب به سوی خدا ، بی محبتی نسبت به دنیا است و محبت خدا در قلبش قوی می شود. انسان وقتی به سوی خدا بازگشت پله ها را همین گونه طی کند و برود تا به مقام قرب ، مقام مقربین، مقام عندیت برسد.

در حدیث می گوید : اگر کسی می خواهد به این 3 درجه دست پیدا کند :
1. انسان عابدی شود :  یعنی روح او شروع به حرکت به سوی خدا کند.
2. به مقام توبه برسد: از پیش روی به سوی دنیا بایستد و قلبش را به سوی خدا بازگرداند.
3. مقام قرب : وقتی به سوی خدا بازگشت آنقدر قلبش را بالا ببرد تا به مقام قرب و عندیت برسد.
به این 3 مقام دست پیدا نمیکند مگر با 4 عمل :
1. صوم روزه داری
 ( واجب آن در ماه مبارک و مستحب آن در سایر ماه ها است و شرایط خاصی دارد. )
2. جوع گرسنگی
 ( ممکن است انسان روزه نداشته باشد اما همواره گرسنگی را در خود ایجاد کند. )
اما می بینی اکثری مردم این کار را نمیکنند چون غذا خوردن ما برای راضی کردن جسم نیست برای حیوان نفس است لذا می بینی مردم زیاد غذا میخورند و یا میخواهند غذایشان خوشمزه باشد. در صورتی که خوشمزه بودن و نبودن برای جسم تفاوتی ندارد، به مقداری مواد غذائی نیاز دارد تا به حیات خود ادامه دهد. لذا این شکم هرزه است. لذا در این جا منظور از جوع این است که انسان از دهان خود مواظبت کند ، به قدری غذا بخورد که نیاز جسمش باشد و معمولا گرسنگی ای را در خود نگه دارد و همیشه این گونه باشد که احساس کند میل به غذا دارد.
لذا روزه شرایط خاصی دارد اما جوع عمومی تر هست
3.  طول سمت سکوت طولانی
معلوم می شود سکوت کم روح را پرواز نمی دهد، قلب را به سوی خدا باز نمی گرداند. باعث توبه نمی شود. عرض کردیم در بنی اسرائیل اگر کسی میخواست از دنیا انقطاع پیدا کند، قبل از آن حداقل 10 سال سکوت می خواست. سکوت طولانی است که روح را به سوی بالا حرکت می دهد و قلب را از دنیا به سوی خدا باز میگرداند و منجر به مقام قرب برای انسان میشود. انسان تا جایی که ممکن است زبان خود را نگه دارد و فقط حرفی را بزند که نیاز به آن دارد. 
4. اطلاق علی الناس – کناره گیری از مردم
خودش را با مردم قاطی نکند .بیشتر در خلوت باشد، با خودش باشد. فقط به اندازه نیازش در جامعه باشد و وقتی نیازش برآورده شد فوری برگردد. و اگر آن نیاز را دیگران می توانند انجام دهند، به مردم واگذار کند . یعنی دنیا و مردم دنیا را مانند آتشی در نظر داشته باشد و من هم به شدت گرسنه هستم. نانی را در میان این آتش بزرگ گذاشته اند . به من گفته اند نانهای زیادی در این آتش هست برو و بردار برای خوردن. من چه کار میکنم ؟ آیا می روم با خیال راحت در این آتش بایستم و تعدادی نان بردارم ؟ نه. به سرعت می روم ، یک نان  برمیدارم و باز میگردم . انسان واقعا دنیا را اینگونه در نظر داشته باشد. دنیا آتش است. مردم دنیا آتش هستند. جهنم باطن این دنیا است. لذا اگر میخواهی درآمد کسب کنی، به سرعت برو و برگرد. رفتن به میان دنیا همان و وارد شدن به میان آتش همان. جهنم باطن دنیا است بنابراین انسان عاقل هیچوقت با خیال راحت در میان آتش نمی ایستد و بگوید می خواهم بیشتر جمع کنم.

اینها زمینه ساز آن 3 مرتبه هستند.

بعد می فرماید : « اولین گناهی که عبد انجام می دهد، سیری شکم است. » و بعد می فرماید « زبان به چیزهایی بازکند که اینها فایده ای ندارند. » و  « رفت و آمد با مردم به هوی و هوس آنها  »
همین که انسان سیر می شود ، زمینه خیلی از گناهان فراهم می شود. همین که انسان حرف می زند، در زمان حرف زدن، زمینه برای ورود شیطان باز می شود. اگر من کسی را دیدم که با اختلاط با او توحید در من زیاد می شود، این خوب است. ترس من از قیامت قوی می شود، این خوب است. اما اگر در جایی می نشینم که از هر طرف سخن گفته می شود، این می شود هوی و گناه بزرگی است که انسان مرتکب میشود.

نکته دیگر در اینجا این است که خداوند در ابتدا این حدیث قسم جلاله می خورد نه جماله. می فرماید : ” به عزت و جلالم قسم “این یعنی چه؟
می خواهد بفهماند که اصلا رسیدن به مقام عبودیت و قرب جز با این 4عمل میسر نمی شود. قسم جلاله قوی تر از قسم جمالی است. یعنی اگر این کارها را نکرد، محال است که به آنجا برسد. آن وقت این آدم سالها عبادت می کند اما عبادت او ، عبادت ظاهر ، خشک و بی روح است. عبادتی که نمی تواند روح را کمترین تکانی از عالم طبیعت دهد.

بنابراین اگر انسان می خواهد که نمازش اثر داشته باشد که فرمود « الصلاه معراج المومن » ، باید انسان آن 4 عمل را داشته باشد. که در واقع ترک طعام است و ترک کلام است و ترک مخالطت با مردم. این سه ترک اصول مهمی هستند که زمینه ساز حرکتهای روحانی انسان به سوی خدا هستند.

دیدگاهِ شما
keyboard_arrow_down

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

در باب مقام قرب

از جمله روایات معراج هست که باز خداوند به رسول گرامی خود می فرماید : « ای احمد! قسم به عزت و جلال خودم که نیست اول عبادت عباد و توبه ایشان و قرب ایشان مگر روزه و گرسنگی و سکوت طولانی و انفراد از مردم »
 یعنی اگر کسی می خواهد به آن 3 مقام دست پیدا کند باید این 4 عمل را انجام دهد. یعنی اگر کسی بخواهد به مقام عبادت ، مقام توبه ، مقام قرب دست پیدا کند که اصول و کلیات همینها هستند ، انسان سیر عبودی را به سوی خدا آغاز کند، روحش به سوی خدا به پرواز در آید.
حقیقت عبادت همین است. اصل عبادت نماز خواندن نیست، بلکه حرکت روح است به سوی خدا. عروج است. آن معراج روحانی انسان به سوی خدا در واقع عبادت است. نماز و روزه آن نور را بالا می برند. مانند موتورهای هواپیما هستند که آن را بالا می برند. لذا اگر کسی نماز میخواند و روح او در طبیعت ایستاده، عابد نیست.

توبه یعنی این که همین که در طبیعت می رود ، میخواهد برگردد. برگردد و بگوید خدایا میخواهم به سوی تو بیایم. از دنیابه سوی خدا باز گردد. تحقیقا مهم ترین وظیفه انسان همین است ” بازگشت به سوی خدا ” یقظه ای که می گویند همین است یعنی انسان از خواب بیدار شود و ببیند که در بیایان دنیا پیش روی می کرده . توبه / بازگشت به خدا اصلی ترین کاری است که سالک باید انجام دهد . مادامی که انسان در دنیا پیش می رود، پشت به خدا حرکت میکند .

توبه :
توقف و برگرداندن قلب به سوی خدا.
اگر کسی به مقام توبه برسد خیلی مهم است. بگوید که اگر به سمت مغازه و کار دنیا هم میروم برای این است که به وسیله همین ها به سوی تو آیم. می خواهم جوری از دنیا استفاده کنم که به تو برسم. مهم است که انسان به مقام توبه به معنای بازگشت قلبی برسد. علامت بازگشت قلب به سوی خدا ، بی محبتی نسبت به دنیا است و محبت خدا در قلبش قوی می شود. انسان وقتی به سوی خدا بازگشت پله ها را همین گونه طی کند و برود تا به مقام قرب ، مقام مقربین، مقام عندیت برسد.

در حدیث می گوید : اگر کسی می خواهد به این 3 درجه دست پیدا کند :
1. انسان عابدی شود :  یعنی روح او شروع به حرکت به سوی خدا کند.
2. به مقام توبه برسد: از پیش روی به سوی دنیا بایستد و قلبش را به سوی خدا بازگرداند.
3. مقام قرب : وقتی به سوی خدا بازگشت آنقدر قلبش را بالا ببرد تا به مقام قرب و عندیت برسد.
به این 3 مقام دست پیدا نمیکند مگر با 4 عمل :
1. صوم روزه داری
 ( واجب آن در ماه مبارک و مستحب آن در سایر ماه ها است و شرایط خاصی دارد. )
2. جوع گرسنگی
 ( ممکن است انسان روزه نداشته باشد اما همواره گرسنگی را در خود ایجاد کند. )
اما می بینی اکثری مردم این کار را نمیکنند چون غذا خوردن ما برای راضی کردن جسم نیست برای حیوان نفس است لذا می بینی مردم زیاد غذا میخورند و یا میخواهند غذایشان خوشمزه باشد. در صورتی که خوشمزه بودن و نبودن برای جسم تفاوتی ندارد، به مقداری مواد غذائی نیاز دارد تا به حیات خود ادامه دهد. لذا این شکم هرزه است. لذا در این جا منظور از جوع این است که انسان از دهان خود مواظبت کند ، به قدری غذا بخورد که نیاز جسمش باشد و معمولا گرسنگی ای را در خود نگه دارد و همیشه این گونه باشد که احساس کند میل به غذا دارد.
لذا روزه شرایط خاصی دارد اما جوع عمومی تر هست
3.  طول سمت سکوت طولانی
معلوم می شود سکوت کم روح را پرواز نمی دهد، قلب را به سوی خدا باز نمی گرداند. باعث توبه نمی شود. عرض کردیم در بنی اسرائیل اگر کسی میخواست از دنیا انقطاع پیدا کند، قبل از آن حداقل 10 سال سکوت می خواست. سکوت طولانی است که روح را به سوی بالا حرکت می دهد و قلب را از دنیا به سوی خدا باز میگرداند و منجر به مقام قرب برای انسان میشود. انسان تا جایی که ممکن است زبان خود را نگه دارد و فقط حرفی را بزند که نیاز به آن دارد. 
4. اطلاق علی الناس – کناره گیری از مردم
خودش را با مردم قاطی نکند .بیشتر در خلوت باشد، با خودش باشد. فقط به اندازه نیازش در جامعه باشد و وقتی نیازش برآورده شد فوری برگردد. و اگر آن نیاز را دیگران می توانند انجام دهند، به مردم واگذار کند . یعنی دنیا و مردم دنیا را مانند آتشی در نظر داشته باشد و من هم به شدت گرسنه هستم. نانی را در میان این آتش بزرگ گذاشته اند . به من گفته اند نانهای زیادی در این آتش هست برو و بردار برای خوردن. من چه کار میکنم ؟ آیا می روم با خیال راحت در این آتش بایستم و تعدادی نان بردارم ؟ نه. به سرعت می روم ، یک نان  برمیدارم و باز میگردم . انسان واقعا دنیا را اینگونه در نظر داشته باشد. دنیا آتش است. مردم دنیا آتش هستند. جهنم باطن این دنیا است. لذا اگر میخواهی درآمد کسب کنی، به سرعت برو و برگرد. رفتن به میان دنیا همان و وارد شدن به میان آتش همان. جهنم باطن دنیا است بنابراین انسان عاقل هیچوقت با خیال راحت در میان آتش نمی ایستد و بگوید می خواهم بیشتر جمع کنم.

اینها زمینه ساز آن 3 مرتبه هستند.

بعد می فرماید : « اولین گناهی که عبد انجام می دهد، سیری شکم است. » و بعد می فرماید « زبان به چیزهایی بازکند که اینها فایده ای ندارند. » و  « رفت و آمد با مردم به هوی و هوس آنها  »
همین که انسان سیر می شود ، زمینه خیلی از گناهان فراهم می شود. همین که انسان حرف می زند، در زمان حرف زدن، زمینه برای ورود شیطان باز می شود. اگر من کسی را دیدم که با اختلاط با او توحید در من زیاد می شود، این خوب است. ترس من از قیامت قوی می شود، این خوب است. اما اگر در جایی می نشینم که از هر طرف سخن گفته می شود، این می شود هوی و گناه بزرگی است که انسان مرتکب میشود.

نکته دیگر در اینجا این است که خداوند در ابتدا این حدیث قسم جلاله می خورد نه جماله. می فرماید : ” به عزت و جلالم قسم “این یعنی چه؟
می خواهد بفهماند که اصلا رسیدن به مقام عبودیت و قرب جز با این 4عمل میسر نمی شود. قسم جلاله قوی تر از قسم جمالی است. یعنی اگر این کارها را نکرد، محال است که به آنجا برسد. آن وقت این آدم سالها عبادت می کند اما عبادت او ، عبادت ظاهر ، خشک و بی روح است. عبادتی که نمی تواند روح را کمترین تکانی از عالم طبیعت دهد.

بنابراین اگر انسان می خواهد که نمازش اثر داشته باشد که فرمود « الصلاه معراج المومن » ، باید انسان آن 4 عمل را داشته باشد. که در واقع ترک طعام است و ترک کلام است و ترک مخالطت با مردم. این سه ترک اصول مهمی هستند که زمینه ساز حرکتهای روحانی انسان به سوی خدا هستند.

دیدگاهِ شما
keyboard_arrow_down

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.